فهرست تركيبات و اصطلاحات
« آ »
آزمودن
شمشير آزمودن ( بر كسى ) 624 - شمشير گذاشتن .
آمدن
آب در چشم آمدن 66 - اشك به چشم آمدن .
برآمدن ( گرد كسى يا چيزى ) 617 - گشتن و تفحص كردن .
به دست آمدن 523 - دستگير كردن .
برآمدن 98 - غالب شدن .
برآمدن ( با . . . ) - موافقت كردن
برآمدن ( گرد خانه ) 257 - جستجو كردن
گرد بر آمدن 586 - جمع شدن
جاى گير آمدن 175 - مؤثر واقع شدن
از دل آمدن 640 - راضى شدن
رفته آمدن ( بر وفق مراد ) 108 - عمل شدن
بحاصل آمدن 703 - به معنى
بيرون آمدن ( از عهدهء خطر ) 199 - مورد شرط را پرداختن
برون آمدن 56 - 448 - ياغى شدن خروج كردن
در مطالعه آمدن - در نظر آمدن
بر سر آمدن ( از ) 484 - فايق شدن
تنگ آمدن 88 - عاصى شدن
منت جان در ميان آمدن 217 - حق حيات بر كسى داشتن
فرود آمدن 98 - از عالم دست پايين را گرفتن