صاحب قران عرصهء عالم نظام ملك * آن كز كفش سحاب به زنهار مىرود . . .
489
صاحب عادل نظام الملك عالى اقتدار * كز جلال او رخ اقبال گلگون مىرود . . .
169
هرچه او خواست بودنى باشد * كوشش هيچ كس ندارد سود .
641
آن كس كه جهان به پشت پايى مىزد * دوش آمده بد در گدائى مىزد
121 ( رباعى )
هر كه خود را بزرگ مىداند * به يقين خامل دنى باشد . . .
23
از عهدهء عهد اگر برون آيد مرد * از هرچه گمان برى فزون آيد مرد
32 ( رباعى )
عادل نظام ملك كه چرخ از براى او * زر و گهر ز سينهء معدن برآورد . . .
34
هر كه نصرت ز درش خواهد منصور شود * ورچه غمگين بود از فضلش مسرور شود . . .
231
شنيدهاى كه در افواه بخردان رفتست * زبان سرخ سر سبز را به باد دهد .
555