تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
آن صاحب ستوده كه دام فضاى عرش * شهباز قدر و جاه و را آشيان سزد . . .
282 - 283
از فضل خداى خود يقين مىدانم * گويندهء خوش را فرو نگذارد
342
تا قبضهء شمشير كه پالايد خون * تا آتش اقبال كه بالا گيرد .
105
هر كه او تخم كاهلى كارد * كاهلى كافريش بار آرد .
442
ديگى چو كف بوزنه كز وى به هيچ كس * چر بو نمىرسد ، نه ، كه جز بو نمىرسد .
101
اى به ضرورت شده از زاهدان * زهد ترا من نبوم معتقد .
211
آن كه جهان را به عدل روضهء رضوان كند * صاحب عادل بود كو ز كرم آن كند . . .
337
احرار جهان بندهء نيكوكارند * حق تو به نيك و بد فرونگذارند . . .
244 ( رباعى )
انديشه به كاردار كاندر سحرى * يك آه هزار ملك بر هم شكند .
430 ( رباعى )
با همه خلق جهان گرچه از آن * بيشتر گمره و كمتر به رهند . . .
483