و در آن نه كبريائى است و نه جبروتى كه از آن ترسيده شود - در همه كارها از خدا پرهيز مىكند و آنكه سعيش پرهيز باشد رستگار است .
ايها الامير عفوا . . . / 78 - اى پادشاه جرم اين پير دروغگوى را ببخش
اى يومى من الموت . . . تا آخر بيت / 320
از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست * روزى كه قضا باشد و روزى كه قضا نيست
تزهد فى الدنيا و انت . . . تا آخر / 131 - 132 - تظاهر به زهد مىكنى در دنيا و حال آنكه به پستانهاى آن چسبيدهاى و از آن مىترسى - انگار كه تو آن صيادى كه اشكهايش بر گونهاش جارى است و در همان حال صيد را به تير مىزند و سرش را مىبرد - بدون هيچ رحمى گردنهاى مردم را مىزنى و آنانرا بر دارها مىآويزى و تظاهر به خشوع و ذلت در برابر خدا مىكنى .
تسعون الفا كآساد . . . تا آخر بيت / 453 - هفتاد هزار مرد جنگى مانند شيرهاى بيشه كه پوست آنان پيش از رسيدن انجير و انگور رسيده است ، ( اين كنايه است از فداكارى )
التعظيم لامر اللّه و الشفقة . . . / 208 - بزرگداشت امر خدا و مهربانى بر بندگان او
تغمده اللّه برحمته / 666 - خداوند رحمت خود را بر او بپوشاند .
تنح عنى يا بطال / 366 - از من دور باش اى بىكار
توكل على اللّه فى كل ما . . . تا آخر شعر / 242 - توكل بر خدا كن در هر چيزى كه اميدوارى ، كه به همه خواستهاى خود برسى . و هرگاه به بچه آهويى كار تو قوت گرفت آن در روز جنگ از شيران بيشتر به كار خواهد آمد .
ثبت بما ظنه عباده . . . / 656 - به آنچه كه بندگان خدا گمان مىكنند او ثبات مىورزد و خداى كريم او را مأيوس نمىكند .
ثراء الفتى ان كان يرضى . . . تا آخر شعر / 622 - ثروت مرد اگر براى نفس خود بدان راضى باشد و رشد و عقلى كه تنها از جهت پدران بدان راضى باشد گمراهى است ، و هرگاه چيزى براى مرد غير از ثروت او نباشد و او آن را پاك نكند او مردهء زنده است .
حتى بدأ الصبح من لا لا . . . / 628 - تا اينكه صبح از پيشانى روشن خود طالع شد و شب به پس پرده زمان عروج كرد .
الحمد لله على نعمائه / 366 - خداى را بر نعمتهايش شكر .
خطب ابا ايوب حل . . . / 343 - اى ابو ايوب مكروهى به جاى خود فرود آمد و