لا زال من العلافى مزيد / 207 - همواره در زيادتى بزرگى باد .
لا زال فى دولته نطقت دلائلها بحور النجاح . . . / 489 - هميشه دلائل دولت او به قعر ظفر به حاجت ناطق باد و مظاهر او در بيشترين سهم از رسيدن به مطلوب
لا زالت مناهل اقباله . . . / 464 - هميشه آبشخور اقبال او پاكيزه و دامنهاى جلال او پر باد .
لا زال رواق العز ممدودا على اوليائه . . . / 518 - همواره سقف عزت او بر كشيده بر دوستان او و تنپوشهاى ذلت بخشيده بدشمنان او باد .
لا زال من حفظ اللّه . . . / 535 - دائم از حفظ خداوند و لطف او در بوستان هميشگى باد .
لا زال غصون الجلال من بقائه . . . / 562 - پيوسته شاخههاى بزرگى او سبز و تازه و وجوه بخت در مقابلهء با او گشاده باد .
لا ينقص الكامل . . . تا آخر بيت / 32 - شخص كامل اگر سعى در جلب منفعتى براى عيالش كند چيزى از كمال او كاسته نمىشود .
ليس على اللّه . . . تا آخر بيت / 5 - نزد خداوند عجيب نيست اگر عالمى را در شخص واحدى جمع كند .
لازلت تعلوا بك . . . تا آخر شعر / 345 - بختت همواره بلند باد ، آرى و محاط به سعادتها باشى . بشارت باد كه به آنچه مىخواستى رسيدى و هلاك كننده دشمنان ترا هلاك كرد . تو ارادهاى كردى و آنها ارادهاى كردند و خداوند آورد آنچه را كه مىخواست . صبر كن كه صبر فتى نيكوست و شكر كن كه شكر تو سبب مزيد نعمتهاست .
لعمرى لقد ما عضنى الجوع . . . تا آخر شعر / 604 - به جان خودم قسم كه روزگارى است كه گرسنگى بر من سخت گرفته چهگونه سخت گرفتنى . و اى كاش كه من در جهان گرسنهاى را محروم نمىكردم . بگوييد به ملامتكنندهء من امروز مرا بگذار كه اگر چنين نكنى انگشتان خود را به دندان بگير ( كنايه از ندامت ) . پس چه انتظار داريد اين كه بگويند قبيلهء شما را غير از ملامت يا ملامت كسى كه مانع است ( مانع خير و سير كردن ) . و چيست اينكه امروز مىبينيد غير از طبيعتى ، پس چهگونه تزكيه مىشود اى برادر طبيعتها .
لكل الى شاو العلى . . . تا آخر بيت / 649 - هر كسى را در گام برداشتن و رسيدن به غايت بزرگى حركاتى ( دست و پايى ) است و لكن در مردان ثبات قدم است كه بزرگ و عزيز است .
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 780
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٧٨٠