تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤

فهرست اشعار و عبارات عربى بر حسب حرف اول

اتى بملة ابراهيم . . . 629 - او بر ملت ابراهيم كه جدش بود مىرفت ( رفتار مىكرد ) قومى كه به كرامت اخلاق سرشته‌اند اجرنى فانى قد ظمئت الى الوعد . . . تا آخر شعر 64 - پناه ده مرا كه تشنهء وعده‌ام ، چه زمانى به وعدهء مؤكد و معهود وفا مىكنى - ترا به پناه خدا مىسپارم از خلف عهدهاشان - كه آشكار شد قطع نفس‌هاى من از تو به علت شوق وعده . ( يعنى نفسم از وجد بند آمد ) - خداوند عبد اللّه را بهترين بندگان خود ديد - پس او را ملك داد ، كه خداوند داناتر از ديگران به بنده است - مأمون نگاهدارندهء مردم است كه تميز داده شده است بين راهنمائى و رشد . اجلس حيث يؤخذ . . . 19 - جائى بنشين كه دست ترا بگيرند و به جاى برتر برند ، جائى منشين كه پايت را بگيرند و فرو دست‌تر نشانند . اخفص الصوت ان . . . 106 - صدا بلند مكن اگر در شب سخن مىگويى ، و متوجه روز باش قبل از سخن گفتن . ادب النفس خير من . . . 171 - ادب ذاتى به از ادبى است كه به درس حاصل شود . أ اذكر حاجتى . . . تا آخر شعر 5 - آيا حاجتم را بازگو كنم يا حياى تو آن را كفايت مىكند ؟ زيرا كه شيمهء خلق تو حياست . اذا بلغ الرأى المشورة . . . تا آخر شعر 675 - اگر خواستى مشورت كنى از حزم دوستى يا خيرانديشى دورانديشى كمك بگير ، مشورت را بر خود ذلت مپندار زيرا كه پرهاى كوچك شاهپر را نيرو مىبخشند