تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
جمال گرفت . و در عهد ابو المحاسن نايب او مردى بود « 1 » كه نام او « 2 » ابو جعفر زوزنى بود و او را « 3 » اديب مختار خواندندى و به جمال « 4 » فضل « 5 » آراسته و به انواع هنر متحلى ، با « 6 » نثرى « 7 » فايق « 8 » و نظم رايق « 9 » عذب « 10 » ، و خطى لطيف . و سال‌ها دبيرى سلطان كرد « 11 » و سلطان او را « 12 » حق المعرفت « 13 » بشناخت « 14 » و چون مؤيد الملك طغرائى شد اديب « 15 » را پيش كار نفرمود و استاد « 16 » اسماعيل كاتب اصفهانى « 17 » را كه از جملهء كتاب « 18 » بود « 19 » و از « 20 » اماثل فضلا « 21 » نيابت خود داد . و اديب زوزنى بىكار شد و هرچند « 22 » شفيعان انگيخت ، مؤيد الملك استماع نكرد و او را شغل نفرمود « 23 » و چون عطلت او از حد بگذشت و بىكارى او به غايت رسيد و « 24 » شماتت اعدا او را مضطر گردانيد قاضى مظفر سينكى « 25 » كه از « 26 » افاضل علما بود و قاضى لشكر سلطان ملكشاه « 27 » بود چنين گفت كه روزى « 28 » در خدمت سلطان نشسته بودم و اديب مختار درآمد و خدمت كرد و بايستاد و چنان مى « 29 » نمود كه مگر « 30 » حاجتى دارد . سلطان فرمود كه اديب را « 31 » كارى هست « 32 » ؟ خدمت كرد و گفت « 33 » : بنده سال‌هاست تا « 34 » خدمت
هامش
( 1 ) مج - بود ( 2 ) مپ 2 - او ( 3 ) متن - را ( 4 ) مج - جمال ( 5 ) مج + علم ( 6 ) مج - يا ( 7 ) متن : نثر ( 8 ) مپ 2 - با نثر فايق ( 9 ) مج : و نرمى ( 10 ) مپ 2 - و عذب ( 11 ) مج : كرده است ( 12 ) متن + به ( 13 ) مپ 2 : حق المعرفه ( 14 ) مج : شناخته بود ( 15 ) مج + مختار ( 16 ) مج - استاد ( 17 ) مج : اصبهانى ( 18 ) متن : عليه كبار ( 19 ) مج - بود ( 20 ) مپ 2 - جمله كتاب بود و از ( 21 ) مج + بود ( 22 ) مج + او ( 23 ) مج : او را متقلد آن اشغال نفرمود ( 24 ) مپ 2 - و بىكارى او به غايت رسيد ، مج : از ( 25 ) متن : مشكى ، مپ 2 : شكى ( 26 ) مج - از ( 27 ) متن و مپ 2 : بهرامشاه ( 28 ) مج + من ( 29 ) متن و مپ 2 - مى ( 30 ) مپ 2 - مگر ( 31 ) مج - را ( 32 ) مج : دارى ( 33 ) مج : كردم و گفتم ( 34 ) مج : كه
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 701 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )