استبداد خود بود « 1 » . و چون « 2 » خود را معذور كردم « 3 » به خدمت سلطان آمدم « 4 » .
فرمود « 5 » كه « 6 » ابو بكر « 7 » چه گفت ؟ گفتم : خدمت كرد و امتثال نمود ، و خاموش بايستادم « 8 » . سلطان « 9 » دانست كه مگر « 10 » سخنى گفته است كه بر « 11 » ملا نمىتوان « 12 » گفت . مرا در « 13 » پيش خود « 14 » خواند « 15 » . برفتم « 16 » و حال بازنمودم « 17 » و حديث « 18 » سوگند او « 19 » بر زبان راندم « 20 » . ديدم كه اثر غضب بر روى « 21 » پادشاه « 22 » پديد آمد « 23 » و چهرهء او به خشم « 24 » برافروخت « 25 » . گفت : اگر ابو بكر سوگند خورده است كه اديب مختار « 26 » را دبيرى نفرمايد « 27 » من نيز سوگند خوردهام كه اديب را « 28 » طغراكشى بفرمايم « 29 » . پس روى به قماج كرد كه امير حاجب او « 30 » بود و گفت : ما « 31 » طغراكشى ديوان را « 32 » به اديب داديم ، بايد كه او را به خزينه « 33 » برى و تشريف « 34 » كه معهود است « 35 » در او « 36 » پوشانى و « 37 » به ديوان برى و بر راست « 38 » بالش وزارت « 39 » بنشانى « 40 » . اديب خدمت كرد و دست « 41 »
هامش
( 1 ) مج + چندين بود لجاج او بر آن جمله
( 2 ) مج - و چون
( 3 ) مج + و
( 4 ) متن + و سلطان
( 5 ) مپ 2 : گفت
( 6 ) مپ 2 - كه
( 7 ) متن + را
( 8 ) مپ 2 : بيستاد
( 9 ) مپ 2 : پادشاه
( 10 ) متن و مپ 2 - مگر
( 11 ) مج : در
( 12 ) مج : نمىتواند
( 13 ) مپ 2 - در
( 14 ) مپ 2 - خود
( 15 ) مج : مرا پيشتر خواند و
( 16 ) متن : من در پيش تخت رفتم ، مج : من پيش تخت رفتم
( 17 ) متن و مپ 2 - و حال . . . نمودم
( 18 ) مج - و حديث
( 19 ) مج : سوگندان
( 20 ) مج : راند
( 21 ) متن و مپ 2 : چهره
( 22 ) مپ 2 : او
( 23 ) مپ 2 : ظاهر گشت
( 24 ) متن - به خشم
( 25 ) مپ 2 - و چهرهء او برافروخت
( 26 ) مج - مختار
( 27 ) مج + و طغراكشى ندهد
( 28 ) متن - را
( 29 ) مج - من نيز سوگند . . . بفرمايم
( 30 ) مج : بزرگ
( 31 ) مج + ديوان
( 32 ) مج - كشى ديوان را
( 33 ) مج : خزانه
( 34 ) مج + آن كار
( 35 ) مپ 2 - كه معهود است
( 36 ) متن و مپ 2 - او
( 37 ) متن و مپ 2 + او را
( 38 ) مج : براستا
( 39 ) متن : فرازش
( 40 ) متن و مپ 2 : نشانى
( 41 ) متن + راست