تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
گفت « 1 » : مىبايد داد اما من مكاتب خواجه‌ام « 2 » و مرا بيع و شرى « 3 » اجازت داده است « 4 » و من به كرّات با « 5 » اين مدعى معاملت « 6 » كرده‌ام « 7 » و او را « 8 » از من فايدهء بسيار بوده است ، و اكنون مرا زيان‌ها پديد آمد « 9 » و مال به سبب قطع طريق از دست من رفته ، اگر مرا روزى چند مهلت دهد تا گشايش پديد آيد « 10 » و كسبى بكنم و به وى بازرسانم « 11 » هم لطفى كرده بود « 12 » . قاضى گفت : من « 13 » مدعى را گفتم كه مسامحتى بايد كرد « 14 » فنظرة الى ميسرة . آن مرد مستبّد لجوج از قبول نصيحت من امتناع نمود و حبس غريم « 15 » درخواست من خواستم كه او را به حبس فرستم گفت : مولانا درين « 16 » انديشه فرمايد و شفاعت كند « 17 » تا « 18 » محبوس نشوم كه « 19 » من هيچ ندارم و نبايد كه در حبس هلاك شوم . قاضى گفت : هرچند شفاعت كردم فايده‌اى نداشت « 20 » و آن مرد « 21 » بر « 22 » استبداد و لجاج افزود « 23 » . آن بيچاره گفت : برادر من آزاد كردهء اين مدعى بوده است و او وفات كرده « 24 » و ازو سى دينار « 25 » سرخ مانده است « 26 » و من دو پسر دارم « 27 » از زنى حرّه « 28 » كه هنوز بالغ نشده‌اند « 29 » و او ميراث عمّ مر « 30 » ايشان را هيچ « 31 » نداده است و من اين ساعت آن « 32 » دعوى نمىكنم و
هامش
( 1 ) متن و مج + كه ( 2 ) مپ 2 : خوارام ( 3 ) مج : شرا ( 4 ) مپ 2 و مج : داده‌اند ( 5 ) مج : به ( 6 ) مج : معاملت ، متن و مپ 2 + بسيار ( 7 ) مج : كردم ( 8 ) متن و مپ 2 - را ( 9 ) مج : رسيده ( 10 ) متن و مپ 2 - و مال به سبب قطع . . . پديد آيد ( 11 ) مج - و به وى بازرسانم ( 12 ) مج : هم به لطف كرده باشد ( 13 ) مج - من ( 14 ) مج + كه واردست ( 15 ) متن و مپ 2 : عظيم ( 16 ) مج + معنى ( 17 ) متن و مپ 2 - و شفاعت كند ( 18 ) مج : كه ، متن و مپ 2 + من ( 19 ) مج : چه ( 20 ) مپ 2 : فايده نبود ( 21 ) مج - آن مرد ( 22 ) مپ 2 - بر ( 23 ) مج : كرد ( 24 ) متن و مپ 2 : كرده است ( 25 ) مج - دينار ( 26 ) مج + در دست ( 27 ) مج : و متوفى فرزندان دارد ( 28 ) مج - از زنى حره ( 29 ) مج : نشدند ( 30 ) مج - ميراث عم مر ( 31 ) مج : ميراث ( 32 ) مج - آن
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 698 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )