گفت « 1 » : مىبايد داد اما من مكاتب خواجهام « 2 » و مرا بيع و شرى « 3 » اجازت داده است « 4 » و من به كرّات با « 5 » اين مدعى معاملت « 6 » كردهام « 7 » و او را « 8 » از من فايدهء بسيار بوده است ، و اكنون مرا زيانها پديد آمد « 9 » و مال به سبب قطع طريق از دست من رفته ، اگر مرا روزى چند مهلت دهد تا گشايش پديد آيد « 10 » و كسبى بكنم و به وى بازرسانم « 11 » هم لطفى كرده بود « 12 » . قاضى گفت : من « 13 » مدعى را گفتم كه مسامحتى بايد كرد « 14 » فنظرة الى ميسرة . آن مرد مستبّد لجوج از قبول نصيحت من امتناع نمود و حبس غريم « 15 » درخواست من خواستم كه او را به حبس فرستم گفت : مولانا درين « 16 » انديشه فرمايد و شفاعت كند « 17 » تا « 18 » محبوس نشوم كه « 19 » من هيچ ندارم و نبايد كه در حبس هلاك شوم . قاضى گفت : هرچند شفاعت كردم فايدهاى نداشت « 20 » و آن مرد « 21 » بر « 22 » استبداد و لجاج افزود « 23 » . آن بيچاره گفت : برادر من آزاد كردهء اين مدعى بوده است و او وفات كرده « 24 » و ازو سى دينار « 25 » سرخ مانده است « 26 » و من دو پسر دارم « 27 » از زنى حرّه « 28 » كه هنوز بالغ نشدهاند « 29 » و او ميراث عمّ مر « 30 » ايشان را هيچ « 31 » نداده است و من اين ساعت آن « 32 » دعوى نمىكنم و
هامش
( 1 ) متن و مج + كه
( 2 ) مپ 2 : خوارام
( 3 ) مج : شرا
( 4 ) مپ 2 و مج : دادهاند
( 5 ) مج : به
( 6 ) مج : معاملت ، متن و مپ 2 + بسيار
( 7 ) مج : كردم
( 8 ) متن و مپ 2 - را
( 9 ) مج : رسيده
( 10 ) متن و مپ 2 - و مال به سبب قطع . . . پديد آيد
( 11 ) مج - و به وى بازرسانم
( 12 ) مج : هم به لطف كرده باشد
( 13 ) مج - من
( 14 ) مج + كه واردست
( 15 ) متن و مپ 2 : عظيم
( 16 ) مج + معنى
( 17 ) متن و مپ 2 - و شفاعت كند
( 18 ) مج : كه ، متن و مپ 2 + من
( 19 ) مج : چه
( 20 ) مپ 2 :
فايده نبود
( 21 ) مج - آن مرد
( 22 ) مپ 2 - بر
( 23 ) مج : كرد
( 24 ) متن و مپ 2 : كرده است
( 25 ) مج - دينار
( 26 ) مج + در دست
( 27 ) مج : و متوفى فرزندان دارد
( 28 ) مج - از زنى حره
( 29 ) مج :
نشدند
( 30 ) مج - ميراث عم مر
( 31 ) مج : ميراث
( 32 ) مج - آن