او به جهت بيست دينار مرا محبوس مىكند . قاضى گفت : مدعى را گفتم كه مصالحه « 1 » كنيد و هر دو دعوى را ترك بگوييد و تو ترك آن بيست دينار بگوى « 2 » . مدعى گفت كه برادر او « 3 » بندهء من بود من او را آزاد كردم و او وفات يافت و او را هيچ فرزند نماند و به حكم و لا ميراث به من رسد « 4 » . قاضى گفت كه چون من لجاج او بديدم مدعى عليه « 5 » را گفتم كه من ترا به جهت پسران « 6 » وصى كردم و مأذون گردانيدم « 7 » تا ميراث عمّ « 8 » ايشان ازين مرد دعوى كنى . آن مرد « 9 » گفت : من به جهت پسران خود دعوى مىكنم برين مرد سه هزار دينار به شرع در ذمت مدعى اول به اقرار « 10 » ، چه به نزديك من ثابت شد كه « 11 » اگر شخصى « 12 » وفات كند و از وى يك برادر « 13 » ماند و پسران « 14 » برادر آزاد باشند « 15 » حيات پدر « 16 » ايشان معتبر نيست ، آن پسران برادر به ميراث عم اولىتر باشند از مولى « 17 » . قاضى گفت « 18 » : چون دعوى به علم « 19 » پيوست او را الزام كردم تا سه هزار دينار بداد « 20 » ، و از آن جمله بيست دينار در وجه قرض خود برداشت « 21 » و مال بذل كتابت خود به موالى خود « 22 » داد و آزاد شد « 23 » ، و باقى مال پسران به دو سپردم « 24 » و او را مأذون گردانيدم « 25 » تا به جهت
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : مقاصده
( 2 ) مج - و تو ترك آن بيست دينار بگوى
( 3 ) متن و مپ 2 : او
( 4 ) متن و مپ 2 : به حكم و لام ميراث شد
( 5 ) متن و مپ 2 + او
( 6 ) متن و مپ 2 + تو
( 7 ) مج - و مأذون گردانيدم
( 8 ) مج - عم
( 9 ) مج + مدعى عليه
( 10 ) متن و مپ 2 + و ، مج - اول به اقرار و ، واو به قياس حذف شد
( 11 ) متن و مپ 2 : و
( 12 ) متن و مپ 2 : شخص
( 13 ) مج + زاده
( 14 ) متن و مپ 2 : پسر
( 15 ) متن و مپ 2 : برادر را آزادند
( 16 ) متن و مپ 2 : پدران
( 17 ) متن و مپ 2 : موالى
( 18 ) متن و مپ 2 - قاضى گفت
( 19 ) متن و مپ 2 : حكم
( 20 ) مپ 2 : بدهد
( 21 ) مپ 2 : بردارد
( 22 ) مج - به موالى خود
( 23 ) مپ 2 - و آزاد شد
( 24 ) متن و مپ 2 : سپرد
( 25 ) مج : كردم