نرود « 1 » . سلطان چون اين سخن « 2 » بشنيد آتش غضب به « 3 » سرش بر - « 4 » دويد « 5 » و از « 6 » آن خدمتهاى او « 7 » هيچ قبول نكرد و به خشم از آنجا بيرون آمد و برفت . و اثر بىرضايى سلطان در خواجه « 8 » ابو العباس « 9 » ظاهر شد و با اين همه همچنان « 10 » استبداد مىكرد « 11 » و هر روز بىعنايتى و بىالتفاتى « 12 » سلطان مىديد و از آن كوفته مىشد . تا روزى از غايت ضجرت به نزديك كوتوال غزنين رفت و گفت از براى من درين « 13 » حصار خانهاى ترتيب كن « 14 » كه به اختيار خود « 15 » آنجا خواهم نشست . پس كوتوال از « 16 » جهت او « 17 » خانهاى مهيا كرد و خواجه آنجا بنشست و رقعه نوشت به خدمت سلطان كه من به اختيار خود در حصار بنشستم و خانه « 18 » و اسباب و املاك و آن غلام كه سلطان مىخواست « 19 » و آنچه دارم « 20 » همه آنجاست ، پادشاه داند . سلطان چون « 21 » آن رقعه برخواند « 22 » فرمود كه ما بر آن نبوديم كه خواجه را بنشانيم اما چون او « 23 » به اختيار خود « 24 » بنشست « 25 » ما به « 26 » اختيار وى تعرض نرسانيم « 27 » .
پس بفرمود تا سراى خواجه « 28 » فروگرفتند « 29 » و تمامت « 30 » املاك « 31 » و اسباب
هامش
( 1 ) مج : آن غلام را اگر سر برود آن را ندهم
( 2 ) مپ 2 - سخن
( 3 ) مج : بر
( 4 ) مج - بر
( 5 ) مپ 2 : سخن بشنيد خشم گرفت
( 6 ) مج - از
( 7 ) متن و مپ 2 + را
( 8 ) مپ 2 - خواجه
( 9 ) مج - ابو العباس
( 10 ) مج - همچنان
( 11 ) مپ 2 : مىنمود ، متن و مپ 2 + تا آنگاه كه به تنگ آمد
( 12 ) متن و مج . هر روز عدم التفات
( 13 ) مج - اين
( 14 ) مپ 2 : ده
( 15 ) مپ 2 - به اختيار خود
( 16 ) مج : به
( 17 ) مپ 2 - از جهت او
( 18 ) متن و مپ 2 - و خانه
( 19 ) متن : مىطلبد ، مج : كه طلبيدند
( 20 ) مپ 2 - و آنچه دارم
( 21 ) مج - چون
( 22 ) مپ 2 و مج : بخواند
( 23 ) متن + خود
( 24 ) متن - خود
( 25 ) مج : اما چون خواجه خود اختيار كرد
( 26 ) مج : ما را بر
( 27 ) مج : نرسد
( 28 ) متن + را
( 29 ) مپ 2 - سراى خواجه فرو گرفتند
( 30 ) مپ 2 : جمله
( 31 ) متن : ملك