تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
خراب « 1 » نتوانستند كرد « 2 » . امير المؤمنين منصور « 3 » گفت : در خراب كردن دو گز چندين مال صرف آمد « 4 » اگر تمام خراب كرديمى « 5 » جمله « 6 » خزانهء ما « 7 » تهى شدى « 8 » . آن‌گاه « 9 » بدانست « 10 » كه حق به جانب « 11 » خالد بود ، او « 12 » را بخواند و محمدت « 13 » فرمود و گفت : دانستم كه رأى تو صايب‌ترست « 14 » . خالد گفت : يا امير المؤمنين « 15 » آن وقت گفتم كه « 16 » تجربه كردن « 17 » آن شروع نفرموده بودى « 18 » صواب آن بود « 19 » كه ترك آن گرفتى « 20 » ، اما اكنون كه شروع كردى اگر تمامت خزاين در آن « 21 » صرف بايد كرد « 22 » صواب در آن بود كه « 23 » آن را خراب كنى « 24 » تا خصمان امير المؤمنين را به عجز منسوب نكنند و « 25 » بدنامى « 26 » در جهان منتشر شود . و « 27 » منصور از آن حركت كه كرده بود « 28 » برنجيد و « 29 » بعد از آن در هيچ كار جز با خالد مشورت نكردى و جز به اشارت او در كارها قدم ننهادى « 30 » . چون در فوايد مشورت حكايتى چند ايراد افتاد اكنون « 31 » در عوايد استبداد نيز كلمه‌اى چند در قلم مىآيد « 32 » تا شامل‌تر بود .
هامش
( 1 ) مج - خراب ( 2 ) مپ 2 : كردن ( 3 ) مج - منصور ( 4 ) مپ 2 و مج : شد ( 5 ) متن : كردندى ، مج : كرده آيد ( 6 ) مپ 2 : دو سه ، مج : جملگى ( 7 ) مپ 2 : بايستى كه ، مج - ما ( 8 ) مج : شود ( 9 ) مج - آن گاه ( 10 ) مج : و دانست ( 11 ) مج : طرف ( 12 ) مج : خالد ( 13 ) مج + و ثنا ( 14 ) مج : صوابست ( 15 ) مپ 2 و مج - يا امير المؤمنين ( 16 ) مپ 2 - گفتم كه ( 17 ) مپ 2 : كردم + كه در ( 18 ) مج : آن وقت كه به تخريب شروع نفرموده بودى گفتم ( 19 ) متن : بودى ، مج : است ( 20 ) مج : است ( 21 ) متن : در اين ( 22 ) متن و مپ 2 : مىشود ( 23 ) مپ 2 - صواب . . . بود كه ( 24 ) مپ 2 : بايد كرد ( 25 ) متن + به ( 26 ) مج : و آن ( 27 ) متن و مپ 2 + امير المؤمنين ( 28 ) مج - حركت كه كرده بود ( 29 ) مپ 2 - منصور از . . . برنجيد و ( 30 ) متن و مپ 2 + حكايت ( 31 ) متن و مج - اكنون ( 32 ) مپ 2 : آريم