آن بود كه به موجب اشارت با « 1 » ابو الحسن سيمجور « 2 » رفت « 3 » . و هر كه با ارباب رأى مشورت « 4 » كند و اشارت « 5 » ايشان را خلاف كند سلك « 6 » دولت « 7 » او گسسته شود و بناى مملكت شكسته « 8 » .
حكايت ( 7 ) [ منصور قصر مدائن را خراب كرد و سخن خالد برمكى را نشنيد و ازين رهگذر زيان فراوان ديد . ]
آوردهاند كه چون امير المؤمنين منصور بغداد را « 9 » بنا كرد و آن را « 10 » مدينه السّلام نام نهاد عزم كرد كه ايوان كسرى را « 11 » خراب كند و خشت و چوب آن به بغداد نقل فرمايد « 12 » ، با ابو ايّوب « 13 » موريانى و جماعتى ديگر در آن باب « 14 » مشورت كرد . جمله گفتند كه صواب آنست و « 15 » با خالد برمكى مشورت « 16 » كرد خالد گفت : اين « 17 » تدبير صواب نيست « 18 » ، در خراب كردن آن چندان مال خرج « 19 » شود كه او « 20 » را در بنا كردن آن خرج شده است « 21 » . منصور آن رأى « 22 » را با موريانى بازگفت و موريانى قاصد و « 23 » دشمن خالد برمكى « 24 » بود . گفت : يا امير المؤمنين ؛ خالد را هنوز مگر كه « 25 » ميل باشد و ديرست تا گفتهاند العرق نزّاع . منصور به اشارت و تدبير « 26 » موريانى بفرمود تا « 27 » ايوان كسرى را « 28 » خراب كنند « 29 » . و مزدوران در كار شدند و هزار هزار درم « 30 » زيادت « 31 » صرف كردند « 32 » و دو گز بيش
هامش
( 1 ) متن و مج - با
( 2 ) متن و مپ 2 - سيمجور
( 3 ) مج : نرفت
( 4 ) مج : مشاورت
( 5 ) متن و مپ 2 - اشارت
( 6 ) متن و مپ 2 : ملك
( 7 ) متن + دنياى ملوك
( 8 ) متن و مپ 2 - و بناى . . . شكسته
( 9 ) متن - را
( 10 ) مج - آنرا
( 11 ) متن - را
( 12 ) مپ 2 : كند ، مج : نمايد
( 13 ) مج : به ايوب
( 14 ) مپ 2 - باب
( 15 ) مج : پس
( 16 ) مپ 2 :
مشاورت
( 17 ) متن : كه
( 18 ) متن و مپ 2 + و
( 19 ) مپ 2 : بخرج
( 20 ) مج : آن
( 21 ) مپ 2 : بخرج رفته است
( 22 ) مپ 2 - راى
( 23 ) مج - قاصد و
( 24 ) مج - برمكى
( 25 ) مج - مگر كه
( 26 ) مج :
استصواب
( 27 ) مپ 2 - بفرمود تا
( 28 ) مج - را
( 29 ) متن : كردند ، مپ 2 : كرد
( 30 ) متن + را
( 31 ) مج - زيادت ، مپ 2 + در آن
( 32 ) مپ 2 : صرف شد ، مج : خرج شد