كردن « 1 » ، و من از آن حركت پشيمان شدهام « 2 » و سر بر خط طاعت نهاده . چون صاحب بريد برين جمله « 3 » ديگر بنوشت « 4 » احمد فارس را بخواند و گفت : اى برادر گرفتم كه ترا به رسالت فرستادند « 5 » تو در رسالت از موسى عليه السلام بزرگتر نهاى و من از فرعون بتر « 6 » نهام ، با اين همه چون آفريدگار عالم جل و علا موسى و هارون را عليه السلام به رسالت به نزديك « 7 » فرعون مى - فرستاد « 8 » ايشان را « 9 » خطاب فرمود « 10 » كه يا « 11 » موسى با فرعون به نرمى « 12 » گوى « 13 » .
احمد فارس گفت « 14 » : امير از راه كرم رقم عفو بر « 15 » من كشد « 16 » كه « 17 » مأمور بودم و ديرست تا « 18 » گفتهاند كه المأمور معذور . پس او را تشريف داد و باز گردانيدند ، و از حضرت بخارا « 19 » جواب « 20 » نوشتند « 21 » كه عذر آن « 22 » مسموع افتاد و حق خدمت او رعايت يافت و فرموده شد تا به قهستان رود « 23 » و آنجا مقام سازد كه ولايت قديم او بود « 24 » . و ابو الحسن از نشابور نقل كرد و اول وهن در مملكت سامانيان از وى بود « 25 » . و چون صاحب عباد از آن حال « 26 » خبر شد گفت : در خراسان زلزلهاى شد كه هرگز ننشيند « 27 » و اين همه به سبب
هامش
( 1 ) مپ 2 - چندان سفاهت كردن
( 2 ) مپ 2 : پشيمانم
( 3 ) مج + نامه
( 4 ) متن + و ابو الحسن نيز نامه در قلم آورد ، مج + و ابو الحسن هم نامهها در قلم آورد
( 5 ) متن : فرستادهاند ، مج + اما
( 6 ) مج : بدتر
( 7 ) مپ 2 :
به نزد
( 8 ) مج - با اين همه . . . مىفرستاد
( 9 ) مج : فرستاننده
( 10 ) مج : مىكند
( 11 ) متن و مج - يا
( 12 ) متن : رى ، مپ 2 : به حلم ، به قياس تصحيح شد
( 13 ) مج : خطاب فرمود كه فقولا قولا لينا
( 14 ) متن + كه
( 15 ) مج + سهو
( 16 ) متن : كشيد
( 17 ) مج + من
( 18 ) مج : كه
( 19 ) مج - بخارا
( 20 ) متن + ها
( 21 ) متن : نوشت ، مج : نامههاى او برسيد
( 22 ) مج : او
( 23 ) مج + كه ولايت قديم وى است
( 24 ) مج - كه ولايت قديم او بود
( 25 ) مج : ازين بوده است
( 26 ) مج - حال
( 27 ) متن : هرگز هيچ كس آن چنان نشان نداد ، مپ 2 : هرگز هيچ كس ننشاند