بطنى ؟ گفت : از بنى اميه . گفتند : از بنى اميه از كدام « 1 » بطنى ؟ مرد خاموش شد . گفتند « 2 » : شايد بود « 3 » كه از « 4 » اولاد يزيد باشى . گفت : آرى . گفتند « 5 » :
ابله « 6 » مردى با « 7 » چنين نسبى « 8 » از آل ابو طالب نصيب طمع مىدارى و خود را در ميان ايشان شهره مىكنى « 9 » ! و طايفهاى از شيعهها « 10 » خواستند كه او را برنجانند و شمشيرهاى خود بر وى « 11 » بيازمايند « 12 » . نبيرهء « 13 » محمد زيد ايشان را از آن « 14 » منع كرد و گفت از كشتن « 15 » يك كس كين حسين على « 16 » خواسته نشود و او را در اين گناهى « 17 » نيست كه خداى عز و جل او را از اولاد يزيد آفريد ؛ شما را « 18 » به خداى عز و جل « 19 » سوگند مىدهم كه او را تعرض مرسانيد « 20 » و يك حكايت از « 21 » من استماع نمائيد تا شما را بر كرم خلق « 22 » باعث و محرض آيد . پدرم روايت كرد از پدر خود « 23 » كه در سالى كه امير المؤمنين منصور به حج بود جوهرى « 24 » بر « 25 » وى عرضه كردند كه در حسن آن متحير شد و گفت : مثل اين « 26 » نه همانا كه « 27 » هيچ كس را باشد . يكى از ساعيان گفت كه « 28 » محمد « 28 » هشام عبد الملك جوهرى بهتر ازين دارد . منصور ربيع را بخواند و گفت : بامداد چون در مسجد حرام نماز بگذارند درها را ببنديد و يك در
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 و مج - قبيلهاى گفت از بنى عبد . . . اميه از كدام
( 2 ) متن :
گفت
( 3 ) مج و بنياد - بود
( 4 ) مج و بنياد - از
( 5 ) متن و مپ 2 :
گفت
( 6 ) متن : آنكه ، مج : عظيم ابله
( 7 ) مج : به
( 8 ) مج :
نسبتى
( 9 ) متن : مىگردانى
( 10 ) متن : سفها ، مپ 2 - شيعهها
( 11 ) متن : او
( 12 ) مپ 2 - و شمشيرهاى . . . بيازمايند
( 13 ) متن و مپ 2 و بنياد - نبيره
( 14 ) مج - از آن
( 15 ) مج : به كشت
( 16 ) متن :
يك چنين علوى ، مج : امام حسين بن على عليه السلام باز
( 17 ) مج : گنهى
( 18 ) مج - شما را
( 19 ) متن + خواند و شما را
( 20 ) مپ 2 - شما را به . . . مرسانيد
( 21 ) متن - از
( 22 ) متن و مپ 2 - بر كرم خلق
( 23 ) مپ 2 + روايت كرد
( 24 ) مپ 2 : جواهرى
( 25 ) متن و مپ 2 : در
( 26 ) مج : اين چنين
( 27 ) مج - نه همانا كه
( 28 ) مج - محمد