خداى تعالى « 1 » ما را روزى گردانيد . پس روز ديگر ائمه و قضات و معارف شهر بصره « 2 » را بخواند و دختر خود « 3 » را به زنى « 4 » به وى داد و تمامت مال و نعمت خود در تصرف او آورد و اين جمله به سبب آن دو « 5 » خلق كريم « 6 » بود « 7 » كه تقديم نمود « 8 » در حق آن « 9 » اعرابى و آن پير « 10 » . و « 11 » از اينجا روشن شود « 12 » تحقيق اين سخن كه بزرگان گفتهاند فى « 13 » كرم الاخلاق كنوز الارزاق .
حكايت ( 13 ) [ به حكومت رسيدن نبيرهء محمد زيد علوى در طبرستان و روايت او از جدش محمد زيد كه هشام عبد الملك را در حرم كعبه از شر منصور عباسى نگاه داشت و پناه داد . ]
در آن وقت كه نبيرهء « 14 » محمد بن زيد علوى بر ولايت طبرستان « 15 » استيلا يافت هر سال به وقت قسمت خراج در خزانه نگريستى و آنچه در خزانه بودى اول « 16 » آنرا « 17 » بر قريشيان قسمت كردى و مراتب « 18 » هر يك در آن نگاه داشتى « 19 » و بعد از آن نصيب انصار و فقها و قرّاء « 20 » و ديگر طبقات مردمان بدادى « 21 » و طريق سويّت را مراعات نمودى . پس سالى بر عادت خود نشسته بود و « 22 » آن مال را « 23 » قسمت مىكرد و از قريش « 24 » آل « 25 » عبد مناف را تقديم نمود و اول بنى هاشم را دادى « 26 » . پس مردى بر پاى خاست و گفت : اى سادات مرا نيز « 27 » نصيبى درين مال « 28 » معين فرماييد « 29 » .
او را گفتند كه تو از كدام قبيلهاى ؟ گفت : از بنى عبد مناف . گفتند : از كدام
هامش
( 1 ) مپ 2 - تعالى
( 2 ) مج و بنياد - شهر بصره
( 3 ) مپ 2 - خود
( 4 ) مج : به نكاح
( 5 ) مپ 2 - آن دو
( 6 ) مپ 2 + او
( 7 ) مج - بود
( 8 ) متن : نموده بود
( 9 ) مپ 2 - آن
( 10 ) مج - و آن پير
( 11 ) متن + آن جمله
( 12 ) مپ 2 : شد
( 13 ) متن و مپ 2 : كه
( 14 ) متن و مپ 2 و بنياد - نبيره
( 15 ) متن و مپ 2 : خراسان
( 16 ) مپ 2 - اول ، مج - بر ولايت خراسان . . . اول
( 17 ) مج : آن مال ، بنياد - آنرا
( 18 ) مپ 2 : مرتبه
( 19 ) مج : مىداشتى
( 20 ) مج - انصار . . . قرا
( 21 ) مپ 2 - و بعد از آن نصيبت . . . بدادى
( 22 ) مج + در
( 23 ) مپ 2 و مج - را
( 24 ) مج - و از قريش
( 25 ) متن : از ، مج : فرزندان
( 26 ) مج : ديدى
( 27 ) مج - نيز
( 28 ) مج - مال
( 29 ) مج : معنى فرماييد