و اين معنى حكيم خوش گفته است .
شعر
ثراء « 1 » الفتى ان كان يرضى لنفسه * و رشد الّذى يرضى بآبائه غىّ
اذا لم يكن للمرء الّا ثراؤه « 2 » * و ما لا يزكيّه هو الميّت الحىّ « 3 »
بيت « 4 »
هرگز به هيچ زنده مكن فخر تا رهى « 5 » * خاصه به مردهاى كه درين هست خردهاى
هر زندهاى كه فخر وى از مردهاى بود * آن مرده زنده باشد و آن « 6 » زنده مردهاى
پس الحاح بسيار كرد « 7 » تا رجا نسبت خود بازگفت و چون رئيس « 8 » بصره « 9 » بشنيد كه او فرزند مالك بن مسمع « 10 » است برخاست و او را در كنار گرفت و بر چشم و روى او « 11 » بوسه داد و بفرمود تا تشريفى « 12 » فاخر بياوردند و در وى پوشانيدند « 13 » و گفت به « 14 » خانهء خود آمدهاى و « 15 » اين دولتى است كه
هامش
( 1 ) مج - و اين معنى . . . است
( 2 ) متن و مپ 2 : كثرة ، تصحيح قياسى است
( 3 ) متن و مپ 2 : و مالى الطبيب فهو الميت و الميت الحى ، تصحيح قياسى است . ضمنا نسخه مج و بنياد اين دو بيت را نياورده است
( 4 ) مج : نظم
( 5 ) مج : نازنين
( 6 ) مج : زندهگر اين
( 7 ) متن : كردند ، مپ 2 : در ميان آورد
( 8 ) مپ 2 : ملك
( 9 ) مج - رئيس بصره
( 10 ) مج : سعد
( 11 ) مج و مپ 2 - و روى او
( 12 ) مج : تشريف
( 13 ) مپ 2 : پوشيد ، مج : پوشيد ، مج : پوشانيد
( 14 ) متن : در
( 15 ) مج - در خانه . . . آمدهاى و