تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
و اين معنى حكيم خوش گفته است . شعر
ثراء « 1 » الفتى ان كان يرضى لنفسه * و رشد الّذى يرضى بآبائه غىّ اذا لم يكن للمرء الّا ثراؤه « 2 » * و ما لا يزكيّه هو الميّت الحىّ « 3 »
بيت « 4 »
هرگز به هيچ زنده مكن فخر تا رهى « 5 » * خاصه به مرده‌اى كه درين هست خرده‌اى هر زنده‌اى كه فخر وى از مرده‌اى بود * آن مرده زنده باشد و آن « 6 » زنده مرده‌اى
پس الحاح بسيار كرد « 7 » تا رجا نسبت خود بازگفت و چون رئيس « 8 » بصره « 9 » بشنيد كه او فرزند مالك بن مسمع « 10 » است برخاست و او را در كنار گرفت و بر چشم و روى او « 11 » بوسه داد و بفرمود تا تشريفى « 12 » فاخر بياوردند و در وى پوشانيدند « 13 » و گفت به « 14 » خانهء خود آمده‌اى و « 15 » اين دولتى است كه
هامش
( 1 ) مج - و اين معنى . . . است ( 2 ) متن و مپ 2 : كثرة ، تصحيح قياسى است ( 3 ) متن و مپ 2 : و مالى الطبيب فهو الميت و الميت الحى ، تصحيح قياسى است . ضمنا نسخه مج و بنياد اين دو بيت را نياورده است ( 4 ) مج : نظم ( 5 ) مج : نازنين ( 6 ) مج : زنده‌گر اين ( 7 ) متن : كردند ، مپ 2 : در ميان آورد ( 8 ) مپ 2 : ملك ( 9 ) مج - رئيس بصره ( 10 ) مج : سعد ( 11 ) مج و مپ 2 - و روى او ( 12 ) مج : تشريف ( 13 ) مپ 2 : پوشيد ، مج : پوشيد ، مج : پوشانيد ( 14 ) متن : در ( 15 ) مج - در خانه . . . آمده‌اى و
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 622 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )