تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
ديگر شما را طلب كنم . سرهنگان بازگشتند . محمد « 1 » زيد محمد بن « 2 » هشام را گفت : برو به سلامت « 3 » و محمد بن هشام دست و پاى او را « 4 » بوسه داد « 5 » و گفت :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
« 6 » كرم و « 7 » مروت و جوانمردى و فتوت « 8 » نتيجهء خاندان نبوت است . پس « 9 » آن گوهر برون آورد « 10 » و گفت : چون جوهر جان من به سعى جميل « 11 » تو در حقهء « 12 » تن « 13 » بماند اين گوهر از من « 14 » قبول كن . محمد زيد گفت : اى پسر عم « 15 » ما از خاندان نبوتيم هرگز بر « 16 » كرم و احسان ، نيكوكارى « 17 » عاجل چشم نداريم « 18 » و من ترا به جهت بزرگ‌تر ازين « 19 » مطالبت نكردم و آن خون « 20 » زيد على است « 21 » ، اين سنگ پاره در مقابل لعل خون او « 22 » چه مقدار دارد . چون سيد داعى « 23 » اين حكايت تقرير كرد گفت : اگر ما اقتدا به پدران خود كنيم بهتر باشد « 24 » . پس او را از آن اموال نصيبى بداد و طايفه‌اى از موالى را بفرمود تا او را به « 25 » ولايت وى « 26 » برند « 27 » و آن فتوت طراز مفاخر « 28 » سيادت « 29 » گشت و واسطهء عقد سعادت « 30 » آمد .
هامش
( 1 ) متن - محمد ، بنياد : سيد مير محمد ( 2 ) مج - ابن ، بنياد - محمد بن ( 3 ) مج : به سلامت برو ( 4 ) مج - را ( 5 ) مج : بوسيده و ( 6 ) مج : رسالته ، مپ 2 - اللّه . . . رسالاته ( 7 ) مج - كرم و ( 8 ) مپ 2 - و فتوت ( 9 ) متن + پس ما را از خاندان نبوتيم هرگز بر كرم و احسان و نيكوكارى عاجل چشم نداريم و من ترا به حجت بزرگ‌تر ازين كار مطالبت بهتر باشد او گفت ( 10 ) متن و مپ 2 - پس آن گوهر برون آورد و ( 11 ) بنياد : حميده ( 12 ) مپ 2 : حصر ( 13 ) مج و بنياد : بدن ( 14 ) مج : ازين گوهر ( 15 ) متن - عم ، مپ 2 : اى محمد ( 16 ) مج - بر ( 17 ) بنياد : و نكوكارى ( 18 ) مپ 2 : ما از خاندان نبوتيم و امتناع نمود ( 19 ) بنياد + كار ( 20 ) مج : و از چون ( 21 ) مج - است ( 22 ) مج : در مقابلهء او ( 23 ) مج : چون نبيرهء محمد زيد ( 24 ) متن - هرگز بر كرم و احسان . . . خود كنيم بهتر باشد ، مپ 2 - و من ترا به جهت . . . بهتر باشد ( 25 ) مج و بنياد : سوى ( 26 ) مج و بنياد : رى ( 27 ) متن : بردند ( 28 ) بنياد : مفاخرت ( 29 ) مج و بنياد : سادات ( 30 ) مج و بنياد : سعادات