شعر « 1 »
انا أناس نعشق المكار ما * انّا نحبّ الوجه و المباهيا « 2 »
نظر « 3 » بر مال و جمال نيست كه اصل اين « 4 » سنگى « 5 » است و حاصل آن چوبى و « 6 » هر دو ناپايدارند « 7 » و در معرض زوال « 8 »
بيت « 9 »
چندين چه شوى غره بدين مال و جمال * كان نيست شود يا به شبى يا به تبى « 10 »
نظر ما بر « 11 » مكارم و مفاخر مى « 12 » باشد كه آثار آن « 13 » مآثر از « 14 » عرصهء ايام هرگز محو نشود . دايه چون اين سخن « 15 » از « 16 » دختر بشنيد در حال پيش رئيس رفت و صورت حال و پيغام « 17 » دختر بگزارد . رئيس گفت : دختر من « 18 » گزافكار « 19 » و بىمعنى « 20 » نيست « 21 » و هر آينه ازين جوان چيزى در وجود آمده است « 22 » كه او را بدان « 23 » ميلى افتاده بود و اگر اين جوان را « 24 » ادبى و « 25 » هنرى يا « 26 »
هامش
( 1 ) مج : ع
( 2 ) متن : المباهما ، بنياد : المباهما تصحيح قياسى است ، مپ 2 و مج - انا اناس . . . المباهيا
( 3 ) مج و بنياد + ما
( 4 ) متن - آن
( 5 ) بنياد : سبك
( 6 ) بنياد - آن چوبى و ، مپ 2 - كه اصل آن . . . چوبى
( 7 ) مپ 2 : و همه در معرض زوال ، مج و هر دو ناپايدار
( 8 ) مج + اند
( 9 ) مج : مصراع
( 10 ) مج - كان نيست شود . . . تبى
( 11 ) متن و مپ 2 :
نظر بر مآثر
( 12 ) مج - مى
( 13 ) متن و مپ 2 - آن
( 14 ) متن و مپ 2 + آن
( 15 ) مپ 2 - سخن
( 16 ) مج - از
( 17 ) مج : صورت واقعه جوان و
( 18 ) متن و مپ 2 : دختر مرا به
( 19 ) مپ 2 - كار
( 20 ) مج : هش
( 21 ) مپ 2 : كارى نكند
( 22 ) مج : چيزى ديده باشد
( 23 ) مج : به دو
( 24 ) متن + يا
( 25 ) متن : يا
( 26 ) متن + از