تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
شعر « 1 »
انا أناس نعشق المكار ما * انّا نحبّ الوجه و المباهيا « 2 »
نظر « 3 » بر مال و جمال نيست كه اصل اين « 4 » سنگى « 5 » است و حاصل آن چوبى و « 6 » هر دو ناپايدارند « 7 » و در معرض زوال « 8 » بيت « 9 »
چندين چه شوى غره بدين مال و جمال * كان نيست شود يا به شبى يا به تبى « 10 »
نظر ما بر « 11 » مكارم و مفاخر مى « 12 » باشد كه آثار آن « 13 » مآثر از « 14 » عرصهء ايام هرگز محو نشود . دايه چون اين سخن « 15 » از « 16 » دختر بشنيد در حال پيش رئيس رفت و صورت حال و پيغام « 17 » دختر بگزارد . رئيس گفت : دختر من « 18 » گزاف‌كار « 19 » و بىمعنى « 20 » نيست « 21 » و هر آينه ازين جوان چيزى در وجود آمده است « 22 » كه او را بدان « 23 » ميلى افتاده بود و اگر اين جوان را « 24 » ادبى و « 25 » هنرى يا « 26 »
هامش
( 1 ) مج : ع ( 2 ) متن : المباهما ، بنياد : المباهما تصحيح قياسى است ، مپ 2 و مج - انا اناس . . . المباهيا ( 3 ) مج و بنياد + ما ( 4 ) متن - آن ( 5 ) بنياد : سبك ( 6 ) بنياد - آن چوبى و ، مپ 2 - كه اصل آن . . . چوبى ( 7 ) مپ 2 : و همه در معرض زوال ، مج و هر دو ناپايدار ( 8 ) مج + اند ( 9 ) مج : مصراع ( 10 ) مج - كان نيست شود . . . تبى ( 11 ) متن و مپ 2 : نظر بر مآثر ( 12 ) مج - مى ( 13 ) متن و مپ 2 - آن ( 14 ) متن و مپ 2 + آن ( 15 ) مپ 2 - سخن ( 16 ) مج - از ( 17 ) مج : صورت واقعه جوان و ( 18 ) متن و مپ 2 : دختر مرا به ( 19 ) مپ 2 - كار ( 20 ) مج : هش ( 21 ) مپ 2 : كارى نكند ( 22 ) مج : چيزى ديده باشد ( 23 ) مج : به دو ( 24 ) متن + يا ( 25 ) متن : يا ( 26 ) متن + از