اذا كان الطّباع طباع سوء * فلا أدب يفيد و لا أديب « 1 »
و خلاصه معنى آنست كه هر كه بد اصل پرورد همان بيند كه آن ميش از گرگ بچه ديد « 2 » .
بيت « 3 »
تو چون بچهء شير نر « 4 » پرورى * چو دندان كند تيز كيفر برى
حكايت ( 4 ) [ كرم يحياى برمكى بيچارهاى را كه از عراق به ارمنستان رفته بود شادكام كرد . ]
آوردهاند كه ميان يحياى خالد برمكى و عبد اللّه مالك خزاعى عداوتى « 5 » عظيم « 6 » و منازعتى بىحد « 7 » بود و پيوسته در قصد يكديگر بودندى « 8 » و هارون الرشيد را « 9 » به عبد اللّه مالك نظرى بود و مىدانست كه يحياى « 10 » خالد قصد وى كرده است « 11 » ولايت ارمينيه به عبد اللّه مالك « 12 » داد و چون « 13 » عبد اللّه به سر ولايت رفت يكى از دبيران معطل كه عطلت و بيكارى « 14 » او امتداد پذيرفته بود نامهاى نوشت از زبان يحياى « 15 » خالد برمكى « 16 » به نزديك « 17 » عبد اللّه مالك خزاعى « 18 » در باب خود و در آنجا ياد « 19 » كرد كه اين دبير مردى خردمند اهل است و از متعلقان خدمت من است او را به - خدمت تو « 20 » فرستادم تا در حق او عنايتى « 21 » تمام مبذول فرمايى . و آن دبير از
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : فماذا ينفع الادب الاديب ، نسخه مج فاقد دو بيت بالاست و نسخه بنياد فقط بيت اول را ضبط كرده است
( 2 ) مج - و خلاصه معنى . . . بچه ديد
( 3 ) مج : و شاعر شعر فارسى لطيف مىگويد نظم
( 4 ) مج : را ، بنياد : گرگ مى
( 5 ) مج : منازعتى
( 6 ) مپ 2 : قديم
( 7 ) مج : شگرف ، مپ 2 - و منازعتى بىحد
( 8 ) مپ 2 : بودى
( 9 ) متن و مپ 2 - را
( 10 ) مپ 2 - يحيى
( 11 ) مپ 2 : او دارد
( 12 ) مج : به وى
( 13 ) مج - و چون
( 14 ) مپ 2 - و بيكارى
( 15 ) متن و مپ - يحيا
( 16 ) مج - برمكى
( 17 ) مپ 2 : به نزد ، مج - نزديك
( 18 ) متن : مالك عبد اللّه
مپ 2 و مج - خزاعى
( 19 ) مج : ذكر
( 20 ) مج - تو
( 21 ) مپ 2 : عنايت