به نزديك « 1 » يحيى بن خالد « 2 » فرستاد « 3 » مضمون او « 4 » اين بود « 5 » كه مردى در « 6 » فلان تاريخ بر « 7 » ما آمد و مكتوبى آورد و چنين تقرير كرد كه از ديوان اعلا آوردهام و به حكم آن كه درين مدت ابواب مراسلت « 8 » ميان جانبين مسدود « 9 » بوده است « 10 » اين جانب را خيال بست « 11 » كه همانا تزوير « 12 » كرده است « 13 » او « 14 » را موقوف كرده آمد « 15 » و عين نامه « 16 » به خدمت فرستاده شد اگر اين ملطفه از ديوان امير رفته است « 17 » تا حق « 18 » او گزارده شود و الا آنچه سزاى او باشد تقديم « 19 » نموده آيد « 20 » . چون نامه به بغداد رسيد و يحيى آن نامه را بخواند دانست كه آن مرد را ضرورت حال و ضيق مجال بر آن باعث بوده است « 21 » تا چنين جرأت « 22 » كرده « 23 » . در حال قلم برگرفت و به خط خود « 24 » بنوشت كه اين گستاخى ما كردهايم و غرض فتح باب صداقت « 25 » و رفع استار حشمت بوده است « 26 » و السلام . و نامه مهر كرد و به قاصد عبد اللّه مالك « 27 » داد . و چون قاصد برفت يحيى روى به نديمان كرد « 28 » و گفت : اگر كسى از ديوان امير المؤمنين « 29 » نامهاى مزوّر نويسد « 30 » سزاى او چه بود ! گفتند :
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج - به نزديك
( 2 ) مپ 2 و مج - ابن خالد
( 3 ) مج + و نامه ديگر در قلم آورد
( 4 ) مپ 2 - او
( 5 ) مج : مضمون آن نامه اين
( 6 ) مج : به
( 7 ) به نزديك
( 8 ) مج : مراسلات
( 9 ) مپ 2 - مسدود
( 10 ) مپ 2 : نبوده است
( 11 ) مج : خيال چنان است
( 12 ) مج : تزويرى
( 13 ) مج : كرده باشد + و
( 14 ) مج : آن
( 15 ) مپ 2 : داشته آمد
( 16 ) متن و مپ 2 : اين مكتوب
( 17 ) مج : صدور يافته باشد
( 18 ) مج - او
( 19 ) متن + او
( 20 ) متن : باشد ، مج :
شود
( 21 ) مج : شده
( 22 ) مج : قلمى
( 23 ) متن و مج + است
( 24 ) مپ 2 - به خط خود
( 25 ) مج : آشتى است
( 26 ) مج - و رفع استار حشمت بوده است
( 27 ) مپ 2 - عبد اللّه مالك ، مج - مالك
( 28 ) مپ 2 : آورد
( 29 ) مپ 2 : امير
( 30 ) متن و مپ 2 : نويسد مزور ، متن + به دروغ