دست بريدن و پرده دريدن . يحيى گفت : اين سخن كريمان نيست . بيچارهاى به اميد « 1 » از عراق به ارمينيه رود و نامهء ما « 2 » را وسيلت « 3 » حصول « 4 » مقصود خود سازد و بر « 5 » اعتماد كرم ما « 6 » چنين جرأت واجب دارد ، در حرمان او كوشيدن نشايد « 7 » . آنگاه حال « 8 » حكايت كرد « 9 » . جمله از كمال كرم او عجب داشتند « 10 » و گفتند « 11 » : همانا كه « 12 » اين خلق كريم و سيرت حميده « 13 » جز در تو در « 14 » هيچ موجود يافته نشود . و چون نامه به عبد اللّه رسيد آن دبير را به « 15 » انعام و اكرام مخصوص گردانيد و او را دويست هزار درم و دو « 16 » تخت جامه و ده استر « 17 » و ده سر « 18 » اسب و پنج شتر « 19 » و پنج غلام بخشيد و با « 20 » حصول مراد « 21 » و وصول مقصود « 22 » بازگردانيد و آن بيچاره از كرم و خلق يحيى از رنج و محنت دنياوى « 23 » خلاص يافت و از جمله متمولان منعم « 24 » گشت .
حكايت ( 5 ) [ امير مؤمنان على عليه السلام پيرى را سفارشى كرد كه همهء اخلاق خوب در آن چند كلمه جمع بود . ]
وقتى پيرى به نزديك امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه رفت « 25 » و گفت : يا امير المؤمنين « 26 » ، سرگشته و شكسته شدهام « 27 » و روزگار گذرانيده « 28 » و هيچ راحت « 29 » از زندگانى به من نرسيده است ، مرا پندى ده تا به « 30 » بركت نصيحت تو « 31 » خداى عز و جل كار من نيكو گرداند . امير المؤمنين
هامش
( 1 ) متن - به اميد
( 2 ) مج - ما
( 3 ) متن و مپ 2 - وسيلت
( 4 ) مج + تمام
( 5 ) مپ 2 : به
( 6 ) مج : و به اعتماد بر كرم
( 7 ) مج : و حرمان كشيدن از مروت نباشد
( 8 ) متن : حاضران ، مپ 2 - حال
( 9 ) مپ 2 + حاضران
( 10 ) مج : از آن كرم كامل و خلق كريم او
( 11 ) متن + نه
( 12 ) مپ 2 - همانا كه ، مج - كه
( 13 ) مج : خلق حميد
( 14 ) متن و مپ 2 - در
( 15 ) مج - به
( 16 ) مج - دو
( 17 ) مپ 2 و مج - ده استر
( 18 ) متن و مج - سر
( 19 ) مپ 2 - و پنج شتر
( 20 ) متن و مپ 2 : به
( 21 ) مج : مرام
( 22 ) متن + مرا ، مپ 2 و مج - و وصول مقصود
( 23 ) مپ 2 و مج - دنياوى
( 24 ) مپ 2 : و منعم
( 25 ) مپ 2 و مج : آمد
( 26 ) مپ 2 : يا امير
( 27 ) مج : پير گشتهام
( 28 ) متن - گذرانيده
( 29 ) متن : راحتى ، مج - راحت
( 30 ) مج - بهء
( 31 ) مج : آن