تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
و ماذا ترون اليوم الا طبيعة * فكيف تزكّى يا بن امّ « 1 » الطبايعا
بيت
كرد ملامت مرا مُدخل بر بذل مال * ليك وى آن قول را بر منش « 2 » آسان گرفت گفت مرا بذل وجود گشت طبيعت كنون * ترك طبيعت ز سردانى نتوان گرفت « 3 »

حكايت ( 3 ) [ بدعهدى بچه گرگ . ]

گويند وقتى اعرابئى گرگ بچه‌اى خرد را « 4 » بگرفت و آن‌را بر « 5 » گوسفندى « 6 » بياموخت چنان‌كه از پستان « 7 » او شير بمكيدى « 8 » و با او آشنايى كردى « 9 » چندان « 10 » . كه بزرگ شد و استخوان او قوى « 11 » و ناخن او تيز گشت « 12 » روزى بر « 13 » آن ميش جست كه ازو شير خورده بود و او « 14 » را بكشت اعرابى گفت : شعر
غذيت « 15 » بدرّها و نشأت منها * فما ادراك ان أباك « 16 » ذيب
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : آدم ( 2 ) مپ 2 - منش ( 3 ) متن و مپ 2 : برود ، تصحيح قياسى است دو نسخه مج و بنياد دو بيت اخير را ضبط نكرده‌اند ( 4 ) مج - را ( 5 ) مج - بر ( 6 ) مپ 2 : گوسپندى ، مج : گرفت و ( 7 ) مپ 2 - پستان ( 8 ) مپ 2 و مج : مكيدى ( 9 ) مپ 2 : گرفت ( 10 ) متن : چنان ( 11 ) متن + شد ، مج + گشت ( 12 ) مج : شد ( 13 ) مج - بر مج - جست كه از . . . و او ( 14 ) مج : گرگ بچه بدريد ( 15 ) مج - اعرابى گفت ( 16 ) متن : عدت متن و مپ 2 : ادراك