نصيب مىداد « 1 » و با « 2 » آنكه دست مرا مىشناخت هيچ نگفت و بر من ظاهر نكرد . و من اختلاف طبايع شما آنگاه دانستم « 3 » كه شما « 4 » شير مىخورديد . « 5 » هرگاه كه او « 6 » شير خوردى يك پستان در دهان كردى « 7 » و پستان ديگر براى ديگرى گذاشتى « 8 » و هرگاه كه تو « 9 » شير خوردى « 10 » يك پستان در دهان گرفتى تا كس ديگر نچشد « 11 » ، پس اختلاف طبايع شما « 12 » مرا از آن « 13 » جا معلوم شد .
و از اينجا مقرر گردد « 14 » كه اخلاق و « 15 » طبايع هم از « 16 » ايام طفوليت در نهاد آدمىزاد مركوز « 17 » مىگردد و چون ثابت و راسخ گشت تغيير و تبديل آن دشوار دست دهد .
حكايت ( 2 ) [ كرم مادر حاتم . ]
و مصداق اين معنى آنست كه « 18 » آوردهاند كه مادر حاتم عتبه بنت عفيف بن عمرو بن عبد القيس « 19 » زنى بخشنده و گشادهدست بود و در ملك خود « 20 » هيچيز نگذاشتى « 21 » و جمله به مستحقان دادى . وقتى برادران او را حجر كردند و تصرف او از مال او « 22 » منقطع گردانيدند و گفتند كه « 23 » اسراف مىكنى و اموال تو « 24 » تلف مىشود . مدت يك سال از مال او را هيچ « 25 » ندادند . چون يك سال تمام شد « 26 » گفتند : بسيار بىبرگى « 27 » كشيد و
هامش
( 1 ) مج : نصيبى داد
( 2 ) مج + وجود
( 3 ) مج : دانسته بودم
( 4 ) مج - شما
( 5 ) مپ 2 : شما را شير مىدادم ، مج + كه
( 6 ) متن و مپ 2 : تو
( 7 ) مپ 2 و مج : گرفتى
( 8 ) متن و مپ 2 : محكم به دست گرفتى تا كس ديگر آن را نچشيدى
( 9 ) متن و مپ 2 : و چون او
( 10 ) متن و مپ 2 + من
( 11 ) متن : در دهان او بنهادمى او شير بخوردى ، مپ 2 : تا ديگر پستان در دهان طفلى نهادمى او شير نخوردى
( 12 ) متن و مپ 2 - شما
( 13 ) متن : اين
( 14 ) مپ 2 - و از اينجا مقرر گردد ، مج : گشت
( 15 ) مج : اختلاف
( 16 ) مپ 2 : در
( 17 ) متن - مركوز ، مپ 2 : روشن
( 18 ) مج - و مصداق . . .
آنست كه
( 19 ) مج - عسه . . . عبد القيس
( 20 ) مج - خود
( 21 ) مپ 2 - و در ملك . . . نگذاشتى
( 22 ) مپ 2 - او
( 23 ) مپ 2 و مج - كه
( 24 ) مپ 2 و مج - تو
( 25 ) مج : چيزى
( 26 ) مپ 2 : يك سال بگذشت
( 27 )
مپ 2 : بىبرگى بسيار