رحلت كرد و در خانهء « 1 » كرم « 2 » او « 3 » دست فنا بربست و كندورى « 4 » او را خوانسالار تقدير از خوان جهان « 5 » برداشت « 6 » برادر او خواست كه برجاى او نشيند و بساط كرم بسط كند ، و گويند كه حاتم قبهاى ساخته بود كه آن « 7 » را هفتاد دريچه بود « 8 » و سايلان گرد بر « 9 » گرد آن بايستادندى و هر يك دست در دريچهاى كردندى و او چيزى بر « 10 » دست ايشان نهادى . برادر حاتم « 11 » خواست كه در آن قبّه نشنيد مادرش مروى را « 12 » ملامت كرد و گفت : از تو آن نيايد كه « 13 » از ، حاتم « 14 » ، و هر كس را آن ميسر نشود « 15 » . برادرش بر آن سخن « 16 » التفات نكرد « 17 » مادرش خواست كه او را بيازمايد . جامهاى خلق درپوشيد و به درى از آن « 18 » درهاى قبه آمد « 19 » و چيزى خواست و « 20 » بستد « 21 » و به « 22 » در ديگر رفت و بستد و به « 23 » در سوم رفت . برادر حاتم گفت : نه « 24 » اين ساعت دو بار بستدى و ديگر بار « 25 » مراجعت مىكنى « 26 » ! مادر « 27 » خود را بر وى آشكارا « 28 » كرد و گفت : جان مادر نه « 29 » من « 30 » ترا گفتم كه اين كار « 31 » كار تو نيست .
به خداى كه روزى بر سبيل « 32 » امتحان بر برادر تو « 33 » سؤال كردم و « 34 » و از هر هفتاد در چيزى بخواستم و بداد « 35 » و او « 36 » هربار از انعام خود مرا « 37 »
هامش
( 1 ) مج - در
( 2 ) مپ 2 : كرم
( 3 ) مج + در
( 4 ) مج + احسان
( 5 ) مج - جهان
( 6 ) مپ 2 - و كندورى . . . برداشت
( 7 ) مج : او
( 8 ) مپ 2 : داشت ، مج : كرده بودند
( 9 ) مج : به
( 10 ) مپ 2 و مج : در
( 11 ) مپ 2 : برادرش
( 12 ) مج : او را
( 13 ) مج : آنچه
( 14 ) مج + آمد
( 15 ) مپ 2 - و هر كس را آن ميسر نشود
( 16 ) مج - سخن
( 17 ) متن و مج + و
( 18 ) مج - آن
( 19 ) مج : درآمد
( 20 ) متن و مج - و
( 21 ) مج : ستد
( 22 ) مج : بر
( 23 ) مج : هم
( 24 ) مپ 2 - بار ، مج : و همين ساعت
( 25 ) مپ 2 + و بانگ بر وى زد
( 26 ) مج + حاتم
( 27 ) مپ 2 : ظاهر
( 28 ) مپ 2 - نه
( 29 ) مج - نه من
( 30 ) مج - كار
( 31 ) مپ 2 : به
( 32 ) مج : از روى
( 33 ) مج :
حاتم وى را
( 34 ) مپ 2 - سؤال كردم و
( 35 ) مج : از هر هفتاد در از وى ستدم
( 36 ) مج : و در
( 37 ) مج - مرا