زشت « 1 » و سياه سپيد نشود « 2 » .
بيت « 3 » ؛
من خواستمى كه روى من بودى ماه * لكن چو نبد « 4 » ، مرا درين نيست گناه
همچنين « 5 » خلايق را اخلاقى دادهاند و خوىهاى ايشان را « 6 » چنان كه « 7 » خواستهاند آفريدهاند « 8 » يكى را خوش خوى « 9 » و يكى را بدخوى و « 10 » به خواست كس « 11 » در آن تفاوت و نقصان نرود و « 12 » مصطفى صلى اللّه عليه و سلم « 13 » فرموده است ان اللّه قسّم بينكم اخلاقكم كما قسّم بينكم ارزاقكم يعنى چنانكه روزىهاى شما را « 14 » قسمت كردهاند خوىهاى شما را هم « 15 » قسمت كردهاند « 16 » پس حقيقت خلق جمال « 17 » باطن است چنان كه حقيقت خلق جمال « 18 » ظاهر باطن است « 19 » ، ارباب بيان يكى را صورت گويند و يكى را سيرت و اثر خلق در خلق به هنگام رضاع پديد آيد و اين اشارت بدان دارد كه خويى كه با شير پرورد با جان برآيد « 20 » و ارباب كياست و فراست هم از خردى بر خرد مردم وقوف يابند « 21 » و مصداق اين معنى و مؤكّد اين دعوى حكايت برادر حاتم است .
حكايت ( 1 ) [ برادر حاتم مىخواست در كرم به جاى او نشيند مادرش گفت از تو اين كار نيايد . ]
آوردهاند كه چون حاتم طايى خفّف اللّه عنه « 22 » از دنيا
هامش
( 1 ) مج - زشت
( 2 ) مپ 2 : به خواست بندهء زشت خوب نگردد و خوب زشت و سياه و سفيد نشود ، مج + چنان كه گفتهاند
( 3 ) مج : نظم
( 4 ) مج : نشد
( 5 ) مج + همه
( 6 ) مپ 2 - را
( 7 ) مج - را چنانكه
( 8 ) مپ 2 :
آفريده ، مج : خواسته آفريده
( 9 ) مج - خوى
( 10 ) مج - و
( 11 ) مج + را
( 12 ) مج - و
( 13 ) مپ 2 : عليه الصلاة و السلام
( 14 ) متن و مپ 2 - را
( 15 ) متن و مپ 2 - را هم
( 16 ) مج - اند
( 17 ) مج - جمال
( 18 ) مج - جمال
( 19 ) مج - باطن است
( 20 ) متن و مپ 2 - و اين اشارت . . . برآيد
( 21 ) متن و مج : گيرند
( 22 ) مپ 2 و مج - خفف اللّه عنه