تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
موسى ماحى « 1 » اباطيل خيانت خائنان است و دم جان افزايش « 2 » چون دعاى عيسى دل‌هاى مرده از آن زنده و تازه جان « 3 » بيت ؛ « 4 »
مدار عالم دانش نظام الملك دريا دل * محمد آن كزو بخت هنرمندان جوان گردد « 5 » ز شرم راى ملك آراى او بر چرخ فيروزه « 6 » * رخ خور « 7 » در حجاب « 8 » ابر پيوسته نهان گردد خلاف او فلك در دل نيارد كرد « 9 » يك ساعت * چو فرمان قضا تأثير او بر جان روان گردد نسيم خُلق او گر بگذرد بر بوستان روزى * گل سورى نيارد تا بگرد « 10 » بوستان گردد دعاى دولتش را چون ملايك ورد خود سازد « 11 » * ثناى حضرت او انس جانِ انس و جان گردد لب اقبال او فرخنده باد از گريه دشمن * همه كامش محصل تا زبان اندر دهان گردد « 12 »
هامش
( 1 ) مپ 2 : ماهى ، بنياد : تا حق ، متن و مپ 2 و بنياد + ابطال ( 2 ) مج : جانفزايش ( 3 ) متن و مپ 2 : دعاى عيسى به عفو و مرحمت يحى مرده خاينان مىسازد ، بنياد : دعاى عيسى به عفو و رحمت يحيى مردهء خاينان را زنده مىگرداند چنان‌كه زبان ايام در مدح او گوياست ( 4 ) مپ 2 : قطعه ، مج و بنياد : نظم ( 5 ) متن و مپ 2 : محمد آنكه كزو بخت جوانمردان گردد ( 6 ) مج : فيروزى ( 7 ) مج : خود ( 8 ) مج - حجاب ( 9 ) مج : در دل نياورد ( 10 ) متن : تا مگر در ( 11 ) مج : چون مسرور سازد ( 12 ) متن و مپ 2 : همه كامش محصل باد كام اندر زبان گردد ، بنياد : همه كامش محصل باد كامش در زبان گردد ، نسخه مج بيت را حذف كرده است . تصحيح متن قياسى است