تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
تعجب كرد و گفت : شايد بود « 1 » كه در زير « 2 » اين سرّى از اسرار الهى باشد « 3 » و اين معنى را « 4 » تفحص بايد كرد « 5 » . پس « 6 » شاه‌زاده را « 7 » بخواند و حال با وى بازراند . شاه‌زاده سوگند بىكفارت « 8 » خورد « 9 » و نوشته‌هاى زن « 10 » به وى نمود و گفت : من بىگناه بودم « 11 » و واسطهء اين « 12 » كار آن « 13 » كل بود كه « 14 » سزاى خود بيافت و « 15 » به وسيلت اين « 16 » امانت آفريدگار عز و جل مرا از « 17 » ورطهء هايل خلاص داد و معلومم « 18 » شد كه هريك از آن كلمات به « 19 » گوهرهاى شب افروز ارزد « 20 » و هيچ كس بر خريدن « 21 » حكمت زيان نكند « 22 » و مرد عاقل آنست كه سخن حكما را « 23 » به دل و جان قبول كند « 24 » و استماع نمايد « 25 » تا سعادت دو جهانى « 26 » يابد ان شاء الله تعالى « 27 » .

حكايت ( 11 ) [ امانت‌دارى مقامر . ]

آورده‌اند كه مردى عزم سفر كرد « 28 » و هميانى زر داشت و آن را به نزديك قاضى بصره « 29 » آورد تا « 30 » به امانت به وى سپارد « 31 » . قاضى گفت : اين را « 32 » به كسى ده كه از من امين‌تر باشد . گفت : از تو امين‌تر كيست ؟ قاضى گفت : در فلان محلت مقامرى است اين زر بدانجا بر « 33 » و « 34 » به وى امانت ده « 35 » . مرد « 36 » به حكم اشارت « 37 » به نزديك آن « 38 » مقامر
هامش
( 1 ) مج - بود ( 2 ) مپ 2 - زيرا ( 3 ) متن و مپ 2 : است ( 4 ) مپ 2 - و اين معنى را ( 5 ) مپ 2 : تفحص كرد ( 6 ) متن و مپ 2 - پس ( 7 ) متن - را ( 8 ) مپ 2 - بىكفارت ( 9 ) مپ 2 : ياد كرد ( 10 ) متن + را ( 11 ) مپ 2 : بىگناهم ( 12 ) مج + كه ( 13 ) مپ 2 و مج - آن ( 14 ) مج - كه ( 15 ) مج : و ( 16 ) متن و مج - اين ( 17 ) مج + اين ( 18 ) مج : معلوم ( 19 ) متن و مپ 2 - به ( 20 ) مج : شب چراغ به ارزد ( 21 ) مج : بروان دارى ( 22 ) مج : نكرده است ( 23 ) مپ 2 : سخن حكمت ( 24 ) مج - قبول كند و ( 25 ) مج : كند ( 26 ) مج : كه هر آينه دين و دنيا ( 27 ) مج - ان شاء اللّه تعالى ( 28 ) متن و مپ 2 : داشت ( 29 ) مج - بصره ( 30 ) مپ 2 : و ( 31 ) مپ 2 : داد ( 32 ) مپ 2 - را ( 33 ) مپ 2 - بدانجا بر ( 34 ) مپ 2 : را ( 35 ) مج : نه ، مپ 2 + آن ( 36 ) مج - مرد ( 37 ) مج + قاضى ( 38 ) مج - آن متن و مپ 2 : مقامرى