آورد . در راه جماعتى را از دوستان « 1 » ديد كه بر لب آبى « 2 » نشسته بودند و صراحى شراب پيش « 3 » نهاده و مطرب « 4 » لطيف با ايشان نشسته « 5 » و چون او را بديدند در « 6 » پيش « 7 » دويدند و ملاطفه « 8 » در ميان آوردند و او را استدعا كردند « 9 » كه امروز « 10 » با ما موافقت كن . او گفت : مرا شاه « 11 » به مهمى « 12 » فرستاده است « 13 » و رقعهاى داده تا « 14 » به كوتوال حصار « 15 » ببرم « 16 » ، كلى بود « 17 » كه ميان زن امير و شاهزاده واسطه بود و ملطفات « 18 » زن پيش « 19 » شاهزاده « 20 » مىرسانيد « 21 » ، آن كل « 22 » حاضر بود گفت : اگر خداوند اين رقعه به من دهد من به « 23 » احتياط بروم « 24 » و جواب بازآورم « 25 » . شاهزاده با خود انديشه كرد و گفت « 26 » : هزار دينار بدادهام و « 27 » اين كلمه آموخته « 28 » كه روز نيك زا « 29 » به روز بد مده « 30 » . از اسب فرود « 31 » آمد و نامه « 32 » به كل داد تا ببرد « 33 » و خود به نشاط [ و ] شراب « 34 » مشغول شد . كل برفت و نامه به كوتوال داد « 35 » . كوتوال چون رقعه بخواند « 36 » در حال « 37 » سر او « 38 » ببريد و به خدمت امير فرستاد . امير چون « 39 » سر كل « 40 » بديد
هامش
( 1 ) مج : از دوستان را
( 2 ) متن : آب
( 3 ) متن - پيش
( 4 ) مج :
مطربى
( 5 ) مپ 2 : جماعتى را از دوستان ديد كه به عشرت مشغول بودند
( 6 ) مپ 2 و مج - در
( 7 ) متن و مپ 2 + او
( 8 ) مج : ملاطفت
( 9 ) مپ 2 - و او را استدعا كردند
( 10 ) مپ 2 - امروز
( 11 ) مپ 2 - شاه
( 12 ) مج : قلعه
( 13 ) مپ 2 : اند ، مج - است
( 14 ) متن - تا
( 15 ) متن + تا
( 16 ) مج : به كوتوال رسانم
( 17 ) مج : كل نام
( 18 ) متن :
مطلفات
( 19 ) مج : به خدمت
( 20 ) مج + او
( 21 ) مپ 2 - و ملطفات . . . رسانيد
( 22 ) مج - كل
( 23 ) مپ 2 و مج - به
( 24 ) مج : برم
( 25 ) مج : جواب بيارم
( 26 ) مپ 2 : شاهزادهء انديشيه كه
( 27 ) مج : تا
( 28 ) مج + ام
( 29 ) متن و مج - را
( 30 ) مج : ندهى
( 31 ) مپ 2 :
فرو
( 32 ) مپ 2 + را
( 33 ) مپ 2 - تا ببرد
( 34 ) مپ 2 و مج - شراب
( 35 ) مپ 2 : و نامه برسانيد ، مج - و نامه به كوتوال داد
( 36 ) مپ 2 - چون رقعه بخواند
( 37 ) مج - چون رقعه بخواند در حال
( 38 ) متن و مپ 2 :
كل
( 39 ) مج - چون
( 40 ) مج + را