تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
آن « 1 » نوشت و آن زر را « 2 » در موضعى نهاد « 3 » تا وقتى كه وارث پير برسد و به وى تسليم كند . بعد از مدتى روزى « 4 » بر در دكان نشسته بود كه « 5 » جوانى بيامد و بر وى سلام كرد و گفت : اى خواجه مرا مىشناسى « 6 » ؟ گفت « 7 » : نه . گفت : من آنم كه در فرضهء « 8 » چين از تو قدرى « 9 » قلعى خريدم و چون به خانه رفتم « 10 » و آنها را « 11 » بشكستم در ميان آن « 12 » زر سرخ « 13 » تضميم « 14 » كرده بودند . با خود گفتم كه من قلعى خريدم « 15 » زر نخريدم « 16 » مرا « 17 » اين « 18 » زر « 19 » حرام شد « 20 » ، بر اثر توبه « 21 » نشابور « 22 » آمدم « 23 » تا آن زرها « 24 » به تو تسليم كنم . بازرگان گفت « 25 » : آن قلعى بضاعتى بود « 26 » از دست « 27 » پيرى « 28 » كه « 29 » نام او فلان است و موضع « 30 » او فلان محلت « 31 » بود « 32 » و او مرا داده بود « 33 » تا « 34 » در دريا اندازم « 35 » . چون جوان اين سخن بشنيد تبسمى بكرد پس « 36 » خداى را شكر گزارد « 37 » و گفت « 38 » : بدان « 39 » كه آن خواجه « 40 » عم من بود و غرض « 41 » از
هامش
( 1 ) مپ 2 + دفتر ( 2 ) مج - را ( 3 ) مپ 2 - و آن زر . . . نهاد ، مج ، امانت داشت ( 4 ) مج - روزى ( 5 ) مپ 2 - روزى بر . . . بود كه ، مج - كه ( 6 ) مج : خواجه مرا نشناسد ( 7 ) مج : گفتم ( 8 ) متن و مپ 2 : فرظه ( 9 ) مپ 2 - قدرى ( 10 ) مپ 2 : بردم ، مج : به آنجا بردم ( 11 ) مج - را ( 12 ) مپ 2 : بشكستم چون ديدم جمله ، مج + تمام ( 13 ) مپ 2 + بود كه ( 14 ) مج : تضمين ( 15 ) مج : خريده‌ام ( 16 ) مج : نخريده‌ام ( 17 ) مج - مرا ( 18 ) متن : آن ( 19 ) مپ 2 + بر مرا ، مج + مرا ( 20 ) مج : باشد ( 21 ) متن : بر ( 22 ) مج - به نشابور ( 23 ) متن و مج : آمده‌ام ( 24 ) مپ 2 : تا آن‌را ( 25 ) مج + اى خواجه ( 26 ) متن و مپ 2 : بضاعت ( 27 ) مپ 2 - از دست ( 28 ) مپ 2 + بود ( 29 ) متن و مپ 2 : را ( 30 ) مج + باش ( 31 ) مج : محله ( 32 ) مپ 2 - را نام او . . . محلت بود ( 33 ) مج - بود ( 34 ) مج + آن‌را ( 35 ) مپ 2 + و مرا فراموش شد در راه ( 36 ) مپ 2 : و ( 37 ) مپ 2 : كرد ، مج : شكر بسيار گفت ( 38 ) مج + اى خواجه ( 39 ) مپ 2 + اى خواجه ( 40 ) مپ 2 و مج : پير ( 41 ) متن و مپ 2 : بحرص