آن « 1 » نوشت و آن زر را « 2 » در موضعى نهاد « 3 » تا وقتى كه وارث پير برسد و به وى تسليم كند . بعد از مدتى روزى « 4 » بر در دكان نشسته بود كه « 5 » جوانى بيامد و بر وى سلام كرد و گفت : اى خواجه مرا مىشناسى « 6 » ؟ گفت « 7 » : نه .
گفت : من آنم كه در فرضهء « 8 » چين از تو قدرى « 9 » قلعى خريدم و چون به خانه رفتم « 10 » و آنها را « 11 » بشكستم در ميان آن « 12 » زر سرخ « 13 » تضميم « 14 » كرده بودند .
با خود گفتم كه من قلعى خريدم « 15 » زر نخريدم « 16 » مرا « 17 » اين « 18 » زر « 19 » حرام شد « 20 » ، بر اثر توبه « 21 » نشابور « 22 » آمدم « 23 » تا آن زرها « 24 » به تو تسليم كنم .
بازرگان گفت « 25 » : آن قلعى بضاعتى بود « 26 » از دست « 27 » پيرى « 28 » كه « 29 » نام او فلان است و موضع « 30 » او فلان محلت « 31 » بود « 32 » و او مرا داده بود « 33 » تا « 34 » در دريا اندازم « 35 » . چون جوان اين سخن بشنيد تبسمى بكرد پس « 36 » خداى را شكر گزارد « 37 » و گفت « 38 » : بدان « 39 » كه آن خواجه « 40 » عم من بود و غرض « 41 » از
هامش
( 1 ) مپ 2 + دفتر
( 2 ) مج - را
( 3 ) مپ 2 - و آن زر . . . نهاد ، مج ، امانت داشت
( 4 ) مج - روزى
( 5 ) مپ 2 - روزى بر . . . بود كه ، مج - كه
( 6 ) مج : خواجه مرا نشناسد
( 7 ) مج : گفتم
( 8 ) متن و مپ 2 : فرظه
( 9 ) مپ 2 - قدرى
( 10 ) مپ 2 : بردم ، مج : به آنجا بردم
( 11 ) مج - را
( 12 ) مپ 2 : بشكستم چون ديدم جمله ، مج + تمام
( 13 ) مپ 2 + بود كه
( 14 ) مج : تضمين
( 15 ) مج : خريدهام
( 16 ) مج : نخريدهام
( 17 ) مج - مرا
( 18 ) متن : آن
( 19 ) مپ 2 + بر مرا ، مج + مرا
( 20 ) مج : باشد
( 21 ) متن : بر
( 22 ) مج - به نشابور
( 23 ) متن و مج : آمدهام
( 24 ) مپ 2 : تا آنرا
( 25 ) مج + اى خواجه
( 26 ) متن و مپ 2 : بضاعت
( 27 ) مپ 2 - از دست
( 28 ) مپ 2 + بود
( 29 ) متن و مپ 2 : را
( 30 ) مج + باش
( 31 ) مج : محله
( 32 ) مپ 2 - را نام او . . . محلت بود
( 33 ) مج - بود
( 34 ) مج + آنرا
( 35 ) مپ 2 + و مرا فراموش شد در راه
( 36 ) مپ 2 : و
( 37 ) مپ 2 : كرد ، مج : شكر بسيار گفت
( 38 ) مج + اى خواجه
( 39 ) مپ 2 + اى خواجه
( 40 ) مپ 2 و مج : پير
( 41 ) متن و مپ 2 : بحرص