تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
غرق « 1 » كردن آن « 2 » اموال حرمان من بود اما خداى عز و جل روزى من « 3 » كرده بود و « 4 » به چندين وسايل « 5 » و وسايط آن را به من رسانيد . چون جوان « 6 » استحقاق خود « 7 » ثابت كرد آن « 8 » نهصد « 9 » دينار « 10 » ديگر به وى دادم و او را گفتم : خداى تعالى ترا اين توانگرى به سبب امانت‌دارى داد ، چون از حرام پرهيز كردى « 11 » خداى تعالى ترا از « 12 » مال حلال مستغنى گردانيد « 13 » تا صدق حديث نبوى ظاهر گردد كه الامانة غنى .

حكايت ( 2 ) [ امانت‌دارى طرار . ]

آورده‌اند كه خواجه‌اى بامداد پگاه برخاست و عزم گرمابه كرد ، دوستى در راه او را « 14 » پيش آمد « 15 » آن دوست را « 16 » گفت : به حمام آيى « 17 » ؟ گفت « 18 » : تا به « 19 » در حمام با تو موافقت كنم و از آنجا به خانهء خود روم « 20 » . چون پارهء راه بشدند « 21 » آن « 22 » دوست او راه بگردانيد و به مصلحت خود برفت « 23 » . طرارى پگاه‌تر برون « 24 » آمده بود تا صيدى كند و جيبى بشكافد و كيسه‌اى ببرد . « 25 » چون به در گرمابه رسيد خواجه « 26 » روى بازپس كرد و هوا هنوز تاريك بود ، طرار را « 27 » ديد پنداشت كه « 28 » مگر آن دوست وى است . صرهء « 29 » هزار « 30 » دينار « 31 » با خود داشت به وى داد و گفت :
هامش
( 1 ) مپ 2 - از غرق ( 2 ) متن و مپ 2 - آن ( 3 ) مج - من ( 4 ) مپ 2 : روزى من كرد ( 5 ) مج : مسايل ( 6 ) متن و مپ 2 : پس چون ( 7 ) مج - خود ( 8 ) متن و مپ 2 + زر ( 9 ) مج : هفتصد ( 10 ) مپ 2 : درم ( 11 ) متن و مپ 2 - خداى تعالى ، . . . پرهيز كردى متن و مپ 2 + كه ( 12 ) مپ 2 : اين ( 13 ) متن : گردانيده كرد ( 14 ) متن - او را ، مج : در راه دوستى وى را ( 15 ) متن و مج + و ( 16 ) مج : وى ، مپ 2 : آن دوست او را ( 17 ) متن : آى ، مج : به حمام ضرورتى دارم ( 18 ) مج - گفت ( 19 ) مج - به ( 20 ) مپ 2 - و از آنجا . . . روم ، مج : با من موافقت نماى و از آن‌جا به مهم خود رو ( 21 ) مپ 2 : برفتند ، مج : رفتند ( 22 ) مج - آن ( 23 ) متن و مج + و ( 24 ) مپ 2 - برون ( 25 ) مج - و جيبى بشكافد و كيسه‌اى ببرد ( 26 ) مج - خواجه ( 27 ) متن : طرارى ( 28 ) مج - كه ( 29 ) مج + زر ( 30 ) مج : صد ( 31 ) مپ 2 + كه
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 567 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )