تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
اين‌را به امانت نگاه‌دار تا چون از گرمابه « 1 » برون آيم « 2 » به من دهى « 3 » . زر به طرار سپرد و خود به « 4 » گرمابه رفت و « 5 » چون از گرمابه برون آمد « 6 » روز روشن « 7 » شده بود « 8 » خواست كه برود آن « 9 » طرار او را « 10 » گفت كه اى « 11 » خواجه زر خود « 12 » را بستان . مرد درنگريد و صرهء « 13 » خود به‌دست طرار « 14 » ديد . گفت : تو كيستى ؟ گفت : من مردى طرارم « 15 » و نان طلب و جيب‌شكاف « 16 » و كيسه‌بر « 17 » . خواجه « 18 » گفت « 19 » : زر به تو داده بودم « 20 » چرا نبردى ؟ گفت : اگر به صنعت خود بردمى يك درم « 21 » به تو باز « 22 » ندادمى اما به « 23 » امانت به من سپرده بودى و در امانت خيانت كردن روا نبود و زينهار دارى با زينهار خوارى نيك نيايد « 24 » .

حكايت ( 3 ) [ ترجيح دادن هارون سفلهء امين را بر جوانمرد خائن . ]

آورده‌اند كه روزى يزيد مزيد « 25 » و يزيد اسيد « 26 » در خدمت امير المؤمنين « 27 » هارون الرشيد حاضر بودند « 28 » يزيد اسيد مر اين « 29 » يزيد را گفت چنان‌كه امير المؤمنين « 30 » مىشنيد كه امير المؤمنين « 30 » ولايت ارمينيه به من داد و من به جهت او هزار پاره جامه « 31 » و هزار غلام و هزار سر « 32 »
هامش
( 1 ) مپ 2 - چون از گرمابه ( 2 ) مپ 2 + و ( 3 ) متن و مپ 2 : به من باز ده ( 4 ) مج : در ( 5 ) مپ 2 - و خود به گرمابه رفت ( 6 ) مج : برآمد ( 7 ) متن و مپ 2 - روشن ( 8 ) مپ 2 + و ( 9 ) متن و مپ 2 - آن ( 10 ) مپ 2 - او را ( 11 ) متن - اى ( 12 ) متن را ( 13 ) مپ 2 زر ( 14 ) مپ 2 : طرارى ( 15 ) مج : طرار ( 16 ) مپ 2 - و نان . . . شكاف ( 17 ) مج - و جيپ شكاف و كيسه بر ( 18 ) مج زر گرفت و ( 19 ) مج من ( 20 ) متن و مپ 2 : داده‌ام ( 21 ) مج - يك درم ( 22 ) مپ 2 و مج - باز ( 23 ) مج به ( 24 ) متن : نبود ، مپ 2 : نباشد ( 25 ) متن و مپ 2 : مريد ( 26 ) متن و مپ 2 : اسكى ، بنياد : اسهلى صورت صحيح از كتب اعلام به دست آمد ( 27 ) مپ 2 و بنياد - امير المؤمنين ( 28 ) بنياد : بوده‌اند ( 29 ) متن - اين ( 30 ) بنياد : امير ( 31 ) بنياد - هزار پاره جامه ( 32 ) متن و بنياد - سر