تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
است الامانة تجرّ الرزق و ديگر فرمود « 1 » الامانة غنى . و مصداق اين معنى آنست كه امام « 2 » بيان الحق « 3 » نشابورى رحمة الله عليه « 4 » در كتاب خلق الانسان « 5 » آورده است .

حكايت ( 1 ) [ حكايت جوان حلال‌خوار و امانت‌دار بصرى كه به نعمتى وافر رسيد . ]

« 6 » يكى بود از بازرگانان « 7 » كه در بصره نشستى و هر سال كشتى را بار كردى و بيشتر « 8 » به سفر چين شدى « 9 » . سالى كشتى مهيا كرده بود و عزيمت « 10 » سفر چين « 11 » مىساخت روزى در « 12 » ساحل نشسته بود و « 13 » هركس بضاعتى مىآوردند « 14 » و به وى « 15 » مىدادند و او « 16 » به جهت سلامتى راه بضاعت‌هاى ايشان « 17 » قبول مىكرد . پيرى بيامد و يك خروار قلعى بياورد « 18 » و گفت : اى خواجه به تو حاجتى دارم « 19 » و همانا آن « 20 » كه اين « 21 » يك خروار قلعى مرا در « 22 » دريا اندازى كه « 23 » من بدين « 24 » جمله نذرى كرده‌ام . آن خواجه « 25 » بار را « 26 » قبول كرد و نام و « 27 » نسبت « 28 » او به دفتر ثبت كرد و جامه و اجناس « 29 » او « 30 » بر جريده بنوشت « 31 » و آن بار « 32 » در كشتى نهاد . و چون كشتى به « 33 » ميان دريا رسيد از تراكم امواج آب و تزاحم افواج باد « 34 » صاحب كشتى
هامش
( 1 ) متن و مج و بنياد - الامانة . . . فرمود ( 2 ) متن : اسلم ( 3 ) مج : امام محمود ( 4 ) متن : امير المؤمنين ( 5 ) مج - الانسان ( 6 ) مپ 2 + كه ( 7 ) مج + دنيادار ( 8 ) مپ 2 - بيشتر ( 9 ) مپ 2 : رفتى ، مج - و بيشتر به سفر چين شدى ( 10 ) مپ 2 : استدعا ، مج : استعداد ( 11 ) مپ 2 - چين ( 12 ) مج : بر ( 13 ) مپ 2 - روزى . . . بود و ( 14 ) مج : بضاعت آورده بودند ( 15 ) مج - به وى ( 16 ) مپ 2 - و او ( 17 ) مپ 2 : راه آن را ( 18 ) مج : با خود آورد ( 19 ) مپ 2 : اى خواجه مىخواهم ( 20 ) متن و مپ 2 - و همانا آن ( 21 ) مج - اين ( 22 ) مپ 2 : به ( 23 ) مج - كه ( 24 ) مج : بر اين ( 25 ) مج : خواجه آن ( 26 ) متن : بار او ، مپ 2 : آن را ( 27 ) متن - و ( 28 ) مج : نام و نسب ( 29 ) متن : خانه ، مج : جاى باش ( 30 ) بنياد + را جمله ( 31 ) مپ 2 - و جامه و . . . بنوشت ( 32 ) متن + او ( 33 ) متن و مپ 2 : در ( 34 ) متن و مپ 2 + آن
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 564 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )