گرداند اما چون رأى عالى بر اين قرار گيرد « 1 » به هرچه اشارت كند بنده صلاح و فساد آن به حضرت اشرف « 2 » عرضه دارد . فرمود « 3 » مدتى است مىخواهم « 4 » كه اين سر « 5 » پوشيده « 6 » يعنى خواهر اياز را « 7 » در نكاح خود آرم اما مىانديشم كه « 8 » نبايد كه ملوك اطراف ما را به خفت « 9 » عقل و ركت « 10 » رأى نسبت كنند و شما كه خدم و خواص ماايد ما را در خدمت اشراف « 11 » بد گوييد « 12 » ، تو در « 13 » اين معنى چه صواب مى « 14 » بينى و « 15 » در هيچ تاريخ خواندهاى كه كسى « 16 » از « 17 » پادشاهان بندهزادگان « 18 » در نكاح خود « 19 » آورده است « 20 » يا نه ؟
ابو نصر گفت « 21 » : من « 22 » خدمت كردم و گفتم كه « 23 » امثال « 24 » اين در عالم « 25 » بسيار بوده است و ملوك آل سامان موالى خود را « 26 » بسيار در عقد آوردهاند و عالميان « 27 » اين معنى « 28 » را جز بر « 29 » كمال عفت و ديانت پادشاه حمل نكنند و بر رأى پادشاه پوشيده نباشد « 30 » كه قباد در آن وقت كه به تركستان مىرفت در شهر اسفراين دختر دهقانى را « 31 » بخواست و « 32 » نوشيروان ازو متولد شد و در تاريخ عجم « 33 » خواندهام كه بهرام گور دختر گازرى را « 34 » بخواست .
سلطان « 35 » گفت : چگونه بود آن « 36 » ؟ گفت : چنين شنيدهام « 37 » كه « 38 » روزى
هامش
( 1 ) مپ 2 : بر اين است ، مج : سرفرازى مىكند
( 2 ) مپ 2 و مج - اشرف
( 3 ) متن و مج : و فرموده .
( 4 ) متن و مپ 2 - مىخواهم
( 5 ) مج - سر
( 6 ) مج + را ، مپ 2 + مىدارم
( 7 ) متن و مپ 2 : خواهر اياز مىخواهم كه
( 8 ) متن و مپ 2 : مىگويم
( 9 ) مج : سخافت
( 10 ) مج : ركاكت
( 11 ) مج : ما را در عقب
( 12 ) مپ 2 - و شما كه . . . بد گوييد
( 13 ) متن و مپ 2 : از
( 14 ) مپ 2 - مى
( 15 ) متن و مپ 2 - و
( 16 ) متن و مپ 2 - كسى
( 17 ) مپ 2 - از
( 18 ) مج + خود را
( 19 ) مج - خود
( 20 ) متن و مپ 2 : آوردهاند
( 21 ) مج : بو نصر مىگويد
( 22 ) مج - من
( 23 ) مپ 2 - خدمت . . . كه
( 24 ) مج : مثال
( 25 ) مج - در عالم
( 26 ) متن و مپ 2 - را
( 27 ) مپ 2 - عالميان
( 28 ) مپ 2 - معنى
( 29 ) مج : به
( 30 ) متن و مپ 2 : نماند
( 31 ) مپ 2 و مج - را
( 32 ) متن و مج : كه
( 33 ) مج - عحم
( 34 ) مج - را
( 35 ) مپ 2 - سلطان
( 36 ) متن - آن ، مج : اين حكايت
( 37 ) مج : شنيدم
( 38 ) مپ 2 - چنين شنيدهام كه