را « 1 » مگس « 2 » راند و خود « 3 » بهسوى ديه رفت به طلب « 4 » طعام . و شراب و نقل « 5 » آنچه بهدست آمد بياورد و « 6 » صراجى و پياله مر « 7 » دختر را « 8 » داد و گفت « 9 » : پادشاه را ساقى « 10 » باش . دختر ساغر « 11 » پاكيزه بشست پس آنرا « 12 » شراب كرد « 13 » و « 14 » پيش پادشاه برداشت « 15 » . پادشاه چون « 16 » از دست او بگرفت « 17 » دختر بوسى « 18 » بر دست بهرام زد « 19 » . بهرام گفت : اى دختر جاى بوسه لبست نه دست تا لب به لب ننهى به كام نرسى « 20 » .
بيت
بوس از پى آن بر لب جانان باشد * زيرا كه برو ره گذر جان باشد
هر بوسه كه بر دست مرا مىبزنى * گر بر لب من زنى ترا چه زيان باشد « 21 » ( ؟ )
دختر خدمت كرد و گفت : هنوز وقت نيامده است . پادشاه را از آن « 22 » ملاحت « 23 » ديدار « 24 » و لطافت « 25 » گفتار او عجب آمد و ايشان « 26 » درين بودند كه لشكر بهرام در « 27 » عقب او رسيد « 28 » . بهرام « 29 » دختر را گفت كه روى ازين
هامش
( 1 ) متن + باد مىگيرد و ، مپ 2 + باد مىكرد و
( 2 ) متن و مپ 2 + مى
( 3 ) مج + به تعجيل
( 4 ) مپ 2 و مج - به طلب
( 5 ) مپ 2 و مج + و
( 6 ) متن و مپ 2 : و
( 7 ) مپ 2 - مر ، مج : به
( 8 ) مج - را
( 9 ) مپ 2 : داد كه
( 10 ) مج - ساقى
( 11 ) مج + را
( 12 ) مج + پر
( 13 ) مپ 2 : و آن را پر كرد
( 14 ) متن + به
( 15 ) مج : داشت
( 16 ) مج - چون
( 17 ) مپ 2 : بستد
( 18 ) مپ 2 : به بوسهاى
( 19 ) مپ 2 : داد
( 20 ) مج : اى دختر همين بوس كه بر لب زنى چه زيان دارد
( 21 ) مج - بيت بوس . . .
چه زيان باشد
( 22 ) مپ 2 - آن
( 23 ) متن و مپ 2 - ملاحت
( 24 ) متن و مپ 2 - ديدار و
( 25 ) مپ 2 : لطف + دندان و ، متن + دندان و
( 26 ) متن و مپ 2 + را
( 27 ) مج : بر
( 28 ) مپ 2 : بهرام رسيد ، مج :
در رسيدند
( 29 ) مپ 2 + آن