بيت
اگر آشكارا شود راز تو * ز خود دان نه از جرم انباز تو
وديعت به هر كس چرا مىدهى * ببين تا امانت كجا مىنهى
حكايت ( 10 ) [ محمود غزنوى خواهر اياز را مىخواست و از آن ننگ داشت ابو نصر مشكان از تاريخ عجم حكايتى روايت كرد كه محمود آرام شد و آن داستان عاشق شدن بهرام گور بر دختر گازرى بود . / 557 - 561 پايان باب بيست و يكم به دعاى وزير ]
آوردهاند كه سلطان يمين الدوله محمود سبكتكين انار اللّه برهانه مدتى بود كه بر خواهر اياز مفتون شده بود و خاطر مبارك او به دو مايل گشته و مىخواست كه او را در عقد خويش آرد « 1 » لكن انديشه مى - كرد « 2 » كه نبايد كه ملوك و سلاطين « 3 » او را بدان عيب كنند و خواص او را بدان بنكوهند « 4 » . پس مدتى « 5 » در آن مىپيچيد « 6 » . ابو نصر مشكانى « 7 » مىگويد كه « 8 » شبى « 9 » در خدمت سلطان بودم و چون مجلس خالى شد سلطان پاى دراز كرد پس « 10 » فرمود كه « 11 » پاى مرا « 12 » بمال « 13 » . مرا « 14 » يقين شد كه « 15 » هر آينه با من سرّى خواهد گفت . پس بفرمود كه حكيمان گفتهاند كه راز « 16 » با سه كس ببايد گفت « 17 » ؛ اول « 18 » طبيب استاد ، دوم « 19 » مشفق ناصح ، سوم « 20 » خدمتگار « 21 » عاقل « 22 » . و من « 23 » مدتى است تا درين « 24 » انديشه تردد مىكنم و « 25 » امشب آن سرّ با تو در ميان خواهم نهاد « 26 » تا تو در آنچه « 27 » مىگويى . ابو نصر مشكانى « 28 » گفت : بنده را چه حد آن باشد كه « 29 » پادشاه او را بدين مرتبت « 30 » مخصوص
هامش
( 1 ) مپ 2 : خود
( 2 ) مپ 2 : مىانديشيد
( 3 ) مج - و سلاطين
( 4 ) مج :
و خواص او مروى را نيك نگويند
( 5 ) مج + كه
( 6 ) مپ 2 - و خواص او را . . . مىپيچيد
( 7 ) مج : مشكان
( 8 ) مپ 2 و مج - كه
( 9 ) مج + من
( 10 ) متن + مرا ، مپ 2 - سلطاى پاى . . . پس ، مج - مرا
( 11 ) مج + بيا
( 12 ) مج : ما
( 13 ) مج + و عادت او آن بود كه هرگاه پاى دراز كردى و مرا فرمودى كه پاى من بمال
( 14 ) متن و مج : گفتم
( 15 ) مج - يقين شد كه
( 16 ) متن + را ، مج + از
( 17 ) مج : پنهان بايد كرد
( 18 ) متن + يكى ، مج + از
( 19 ) مج + از
( 20 ) متن + از ، مج : سيوم + از
( 21 ) متن : خدمتگاران مج + مصلح ، مخلص
( 22 ) مج : عادل
( 23 ) مج - و من
( 24 ) مج - اين
( 25 ) مپ 2 - و من مدتى . . . مىكنم و
( 26 ) مپ 2 : با تو خواهم گفت ، مج : در انديشهام كه با تو سر در ميان نهم
( 27 ) متن و مج + مى
( 28 ) مج : بو نصر
( 29 ) مج : تا
( 30 ) مج : تربيت