حكايت ( 9 ) [ شاپور سرى را به دو نفر بازگفت و وزير او را نكوهش كرد و گفت بايد هريك از ما را در خلوت مىخواستى و جداجدا سخن مىگفتى تا اگر وقتى آن سر آشكار شود گناهكار را بشناسى ]
آوردهاند كه وقتى شاپور « 1 » با « 2 » وزير خويش و با يكى ديگر از اركان « 3 » دولت « 4 » كه در « 5 » محل وزارت « 6 » بود سرّى از اسرار ملك باز گفت و « 7 » ايشان را بر رازى « 8 » مطلع گردانيد . چون آن « 9 » سرّ از عيبهء ضمير شاپور بر خزينهء سينهء ايشان مودع گشت « 10 » و زير زمين ببوسيد و گفت « 11 » :
چون پادشاه با « 12 » بندگان خود رازى خواست گفت و ايشان را محرم سرّى « 13 » خواست گردانيد « 14 » واجب كردى كه ما هر يكى را « 15 » جداگانه بطلبيدى و اين راز را با هر يك به تنهايى « 16 » باز راندى تا از خلل و آفت « 17 » منزه « 18 » بماندى و دل بندگان با « 19 » يكديگر متغير نشدى و « 20 » هر يك از ما جداگانه در محافظت آن جدى « 21 » نمودى ، و اگر وقتى آن راز آشكارا شدى پادشاه بدانستى كه اهل عقوبت كيست و طريق امانت كه محافظت نكرده است .
و دو كس را به جرم يك كس « 22 » عقوبت نبايستى كرد « 23 » و خائنى را در سلك معتمدى « 24 » معدود « 25 » نبايستى كرد . شاپور گفت : اين پند در ابداع اسرار « 26 » هزار بار « 27 » بهتر از كلى « 28 » نصايح ناصحان « 29 » چه هزار فصل در يك نصيحت مودع است .
هامش
( 1 ) مج : شاپور وقتى
( 2 ) متن و مپ 2 + پسر
( 3 ) متن : با ديگر اركانان
( 4 ) مپ 2 - و با يكى . . . دولت
( 5 ) متن و مپ 2 - در
( 6 ) متن و مپ 2 + در او
( 7 ) متن : كه
( 8 ) مپ 2 : بر آن
( 9 ) متن و مپ 2 - آن
( 10 ) مج : شد
( 11 ) متن + كه
( 12 ) متن و مپ 2 : بر
( 13 ) متن :
سخرمى ،
( 14 ) مپ 2 - و ايشان را . . . گردانيد
( 15 ) مج : هر يك را از ما
( 16 ) بنياد : با هر يكى تنها
( 17 ) مج : از خلل افشاى سر
( 18 ) مج - منزه
( 19 ) مج - با
( 20 ) متن و مپ 2 - ما هر يكى را جداگانه . . .
متغير نشدى
( 21 ) مج : جد
( 22 ) مج - كس
( 23 ) مپ 2 : نبايد كرد ، مج : نشايستى فرمود
( 24 ) متن و مپ 2 : معتمد
( 25 ) متن و مج :
معذور ، تصحيح قياسى است
( 26 ) متن و مپ 2 + ها
( 27 ) متن و مپ 2 : باره
( 28 ) متن : كل
( 29 ) مج + است