به موصل فرستادند « 1 » تا دختر ابو الهيجا را « 2 » خطبه كند به جهت پسر امير - المؤمنين « 3 » ، و ابو الهيجا آنرا فخرى بزرگ شمرد و « 4 » دولتى عظيم دانست و آن خطبه را اجابت كرد و مر محمد خلف را خدمتهاى پسنديده كرد « 5 » و محمد خلف « 6 » از پسر رائق شنيده بود كه غرض ما ازين مصاهرت آنست كه « 7 » ابو الهيجا را بهدست آريم . چون « 8 » ابو الهيجا در حق « 9 » محمد خلف نكويى « 10 » و لطف بسيار واجب داشت « 11 » چنانكه « 12 » معمور انعام او شد « 13 » روزى در خلوت با وى گفت كه امير را درين مصاهرت « 14 » خطرى عظيم است و مقصود پسر رائق ازين همه آن بوده است « 15 » كه مگر بر تو دست يابد و ترا هلاك كند « 16 » و مال « 17 » بستاند . ابو الهيجا از آن آگاه شد و « 18 » طريق حزم را رعايت كردن گرفت « 19 » و چون امير المؤمنين « 20 » متقى « 21 » و پسر رائق به در « 22 » موصل آمدند ابو الهيجا مالى خطير « 23 » و علوفههاى بسيار « 24 » فرستاد اما « 25 » به نفس خويش « 26 » پيش « 27 » موقف خلافت « 28 » نرفت . پسر رائق در خدمت امير المؤمنين عرضه داشت كه ابو الهيجا از ما خائف است صواب
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج : فرستادند
( 2 ) مپ 2 : تا آن دختر را ، مج - ابو الهيجا
( 3 ) مج - به جهت پسر امير المؤمنين
( 4 ) متن + آنرا
( 5 ) مپ 2 - مر محمد . . . كرد
( 6 ) متن + را
( 7 ) مج + تا
( 8 ) مپ 2 - چون
( 9 ) مپ 2 - در حق
( 10 ) مج - نكويى و
( 11 ) متن : لطفها كرده بود ، مپ 2 : محمد خلف را خدمتهاى پسنديده كرد
( 12 ) مپ 2 و مج + محمد خلف
( 13 ) متن : شده + پس ، مپ 2 + پس
( 14 ) متن و مپ 2 - مصاهرت
( 15 ) مپ 2 : و مقصود و غرض پسر رائق آن است
( 16 ) مپ 2 : كه ترا به دست آرد و هلاك كند
( 17 ) مج + تو
( 18 ) متن و مج - ابو الهيجا از آن آگاه شد
( 19 ) مپ 2 - و طريق . . . گرفت
( 20 ) مپ 2 - امير المؤمنين
( 21 ) مج - متقى
( 22 ) مج - در
( 23 ) متن + و علفها
( 24 ) متن : نادر ، مج : شگرف
( 25 ) مپ 2 : و
( 26 ) مپ 2 : خود
( 27 ) مج + خدمت
( 28 ) مپ 2 - پيش موقف خلافت