سر طبق برداشت . جهود در آن فرصت « 1 » چيزى بخواند و در « 2 » و دميد و قدرى زهر درو « 3 » پاشيد « 4 » چنان « 5 » كه هيچ « 6 » كس بر آن تعبيه « 7 » واقف نشد و چون طعام « 8 » پيش « 9 » شاه برد « 10 » صاحب سرّ به خدمت شاه آمد و گفت « 11 » : پادشاه بر جان خود ببخشايد « 12 » و بىچاشنىگير « 13 » آن « 14 » طعام تناول نكند « 15 » . پس « 16 » شاه مهبود و پسر او را گفت تا از آن « 17 » تناول كردند ، چندانكه « 18 » لقمهاى دو بخوردند هر دو « 19 » بيفتادند و جان به جان آفرين « 20 » تسليم كردند . كسرى بفرمود تا ايشان را مرده بر « 21 » دار كردند و ملك « 22 » به صاحب سرّ سپرد « 23 » ، و مدتى برين برآمد و ياد مهبود « 24 » از خاطرها فراموش شد « 25 » . روزى در خدمت كسرى حديث « 25 » سحر مىرفت « 26 » هركس در تأثير آن كلمهاى مىگفتند « 27 » ، بعضى تقرير مىكردند « 28 » كه سحر باطل است و آن را وجودى « 29 » نتواند بود و آنچه ظاهر مىشود از ضرر و نفع به مدد افسون و عزيمت نيست « 30 » .
صاحب سرّ گفت : سحر اعتبار دارد « 31 » و كس آن را انكار نتواند نمود و من ديدم كه مردى بر طعام افسون خواند « 32 » در حال آن طعام « 33 » زهر قاتل
هامش
( 1 ) مپ 2 : در حال
( 2 ) مج : در آن طعام
( 3 ) مج : در آن
( 4 ) مپ 2 - و قدرى . . . پاشيد
( 5 ) متن : حندان
( 6 ) متن - هيچ
( 7 ) متن : تعبيهء آن ، مج : تعبيه ايشان
( 8 ) متن و مپ 2 + در
( 9 ) مپ 2 : به خدمت
( 10 ) مپ 2 و مج : بردند
( 11 ) متن و مپ 2 + اى
( 12 ) متن و مپ 2 :
بخشاى
( 13 ) متن و مپ 2 و مج - گير
( 14 ) مج - آن
( 15 ) متن و مپ 2 : مخور
( 16 ) مپ 2 - پس
( 17 ) متن و مج + طعام
( 18 ) متن و مپ 2 : حنان
( 19 ) مج - هر دو
( 20 ) مپ 2 - به جان آفرين
( 21 ) مج : به
( 22 ) مج + ايشان
( 23 ) متن : سپردند
( 24 ) مج + پسر
( 25 ) مپ 2 : برفت
( 26 ) مپ 2 : سخن
مج : مىگفتند و
( 27 ) مج : مىپرداخت
( 28 ) مج : مىگفتند
( 29 ) مج : وجود
( 30 ) مج + بلكه به مچرد ادويه و بناتها و بيخهاست
( 31 ) مج : افسون را تأثيرى عظيم است
( 32 ) متن و مپ 2 - و كس آن را . . . افسون خواند
( 33 ) متن و مپ 2 : بلكه به مجرد رؤيت طعام