رائق و خليفه « 1 » لشكر بيشتر « 2 » نداشتند « 3 » و طاقت مقاومت ايشان را « 4 » نبود « 5 » به « 6 » شب در « 7 » زورق نشستند و « 8 » از بغداد برفتند « 9 » به سرّ من رأى مقام كردند « 10 » . و « 11 » چون تركان ديدند كه خليفه در بغداد نيست « 12 » آن پريشانى مر ايشان را پشيمانى آورد و « 13 » به خدمت خليفه رفتند و عذر بدعهدى تقرير كردند « 14 » و پسر رائق « 15 » امير المؤمنين متقى « 16 » را گفت : اين ساعت دربغداد مال نيست و اگر امير المؤمنين در بغداد رود « 17 » لشكر مال طلبند « 18 » و نباشد « 19 » ، و « 20 » ابو الهيجا كه امير موصل است مالى بسيار « 21 » جمع كرده است صواب آن باشد « 22 » كه دختر او را به جهت پسر « 23 » امير المؤمنين خطبه كنيم « 24 » تا او « 25 » اعتماد كند و ساكن شود « 26 » پس « 27 » به موصل رويم و او را به دست آريم و مالى خطير از وى بحاصل آيد و ديگرى را كه « 28 » نامزد « 29 » موصل « 30 » كنيم « 31 » او « 32 » هم « 33 » مال بسيار دهد تا خزانه معمور و « 34 » اموال موفور شود « 35 » . خليفه اين رأى بپسنديد و « 36 » محمد خلف « 37 » دبير متقى بود او را
هامش
( 1 ) متن - و خليفه
( 2 ) مج : بيشتر لشكرى
( 3 ) متن : نداشت
( 4 ) متن و مپ 2 : با ايشان
( 5 ) مپ 2 - و پسر رائق و خليفه . . . نبود
( 6 ) مج : در
( 7 ) متن و مپ 2 : به
( 8 ) متن و مپ 2 - نشستند و
( 9 ) متن و مپ 2 : برفت
( 10 ) متن : كرد
( 11 ) مپ 2 - و به سر من . . . كرد
( 12 ) متن + از
( 13 ) مپ 2 - از آن پريشانى . . . آورد و
( 14 ) مج : دادند
( 15 ) مج + مر
( 16 ) مج : مستكفى
( 17 ) مج + و
( 18 ) متن : طلبد
( 19 ) مج : نيابند
( 20 ) مپ 2 - و
( 21 ) متن و مپ 2 - بسيار
( 22 ) مپ 2 و مج : است
( 23 ) متن و مپ 2 - پسر
( 24 ) متن و مپ 2 : كند
( 25 ) متن + را
( 26 ) مج + خليفه اين رأى را بپسنديد و آغاز كرد
( 27 ) مج :
كه
( 28 ) متن و مپ 2 - كه
( 29 ) مج - نامزد ، بنياد : كه هم
( 30 ) مج + به نام او ، بنياد + نامزد او
( 31 ) متن و مپ 2 : كند ، بنياد : شود
( 32 ) متن : و ، مج - او
( 33 ) بنياد - او هم
( 34 ) متن و بنياد + به
( 35 ) مپ 2 - و هم مال بسيار . . . موفور شود
( 36 ) مج - اين رأى . . . و
( 37 ) مج + كه