خوانسالار « 1 » فرمان آن « 2 » سياست « 3 » بشنيد كاسه تمام بر كسرى ريخت . گفت :
چرا چنين « 4 » كردى « 5 » ؟ گفت : تا مردمان ترا ظالم نخوانند و نگويند كه به جرمى اندك كه به خطا « 6 » رفت آن خدمتگار قديم « 7 » را سياست كرد . اگر اول به « 8 » خطا بود اينبار كاسه به قصد « 9 » بر « 10 » سر تو ريختم تا اضافت آن جنايت به قصد من باشد نه به خطا . كسرى را ازين سخن « 11 » خوش آمد و او را امان داد . بنده مىگويد « 12 » كه « 13 » جرم من بيشتر از آن نيست « 14 » كه امير المؤمنين مرا به آن سياست فرمايد ، چه اگر من استاد و مخدوم خود را از حالى آگاه گردانيدم و حق نمك او را « 15 » نگاه داشتم بر من ملامت نبود « 16 » چه « 17 » امير - المؤمنين با من سرّى نگفته بود كه من آن را « 18 » كشف كردم ، عبد العزيز كه سرّ امير المؤمنين كشف كرد سزاى خود بديد « 18 » . چون هشام اين فصل در خدمت امير المؤمنين « 19 » باز راند مأمون را « 20 » از فطنت او عجب آمد و ابراهيم را عفو كرد و فرمود كه « 21 » او را به ديوان رسالت برند « 22 » و شغلى « 23 » خطير « 24 » لطيف « 25 » به وى دهند « 26 » و آن همه از كمال « 27 » فطنت او بود « 28 » .
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج + چون اين
( 2 ) مج - آن
( 3 ) مپ 2 - فرمان آن سياست
( 4 ) مج - چنين
( 5 ) متن و مپ 2 + خوانسالار
( 6 ) مج + از خدمتگار قديم به وجود آمد او
( 7 ) مج - رفت آن خدمتگار قديم
( 8 ) مج - به
( 9 ) مپ 2 : به قصد كاسه
( 10 ) متن و مج + سر
( 11 ) مپ 2 - سخن ، مج - ازين سخن
( 12 ) مپ 2 : و بگويى
( 13 ) مج - كه
( 14 ) مج : جرم من كبير از آنست
( 15 ) مپ 2 - را
( 16 ) مپ 2 - بر من ملامت نبود
( 17 ) مپ 2 : و ، مج : زيرا چه
( 18 ) متن و مج - آنرا
( 19 ) مپ 2 - عبد العزيز كه . . . خود بديد
( 20 ) مپ 2 : او ، مج : مأمون
( 21 ) متن - را
( 22 ) مج : تا
( 23 ) متن + او را ، مپ 2 - و فرمود كه . . . برند
( 24 ) متن و مج : اشغال
( 25 ) مپ 2 و مج - لطيف
( 26 ) مپ 2 : داد ، مج : تفويض كنند .
( 27 ) مج : اين ثمره
( 28 ) مج + و الله اعلم بالصواب