شادوا بذكرك بعد طول خموله « 1 » * و استنقذوك « 2 » من الحضيض الأوهد « 3 »
يعنى من از قومىام « 4 » كه شمشير ايشان برادر « 5 » ترا هلاك كرد و بدين مقام ترا مشرف گردانيد « 6 » و ذكر ترا بلند كرد « 7 » و از حضيض خمول « 8 » به اوج رفعت رسانيد « 9 » . مأمون فرمان داد تا دعبل را حاضر كردند پس با او عتاب كرد . دعبل گفت : يا امير المؤمنين از كسانى كه « 10 » جرم ايشان « 11 » زيادت از جرم من بود عفو كردى ، اميدوارم كه مرا عقوبت نفرمايى . مأمون گفت « 12 » : جرم تو درگذاشتم « 13 » و آن قصيده كه گفتهاى مدارس آيات « 14 » بخوان . دعبل آغاز كرد و گفت : بيت
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
او مىخواند تا بدين بيتها رسيد
بنات زياد فى القصور مصونة * و بنت رسول اللّه فى الفلوات
فآل رسول اللّه نحف جسومهم * و آل زياد غلّظ القصرات « 15 »
مأمون چون بيتها بشنيد بسيار بگريست و دعبل را تشريف فاخر داد و بازگردانيد .
[ چهگونه يكى از اصحاب مختار مورد عفو مصعب قرار گرفت و مال بسيار به دست آورد ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه وقتى جماعتى از اصحاب مختار را در پيش
هامش
( 1 ) مج : خموده .
( 2 ) متن : و استبقد .
( 3 ) متن : الازهر ، مج : الابعد .
( 4 ) مج : آن مردمم .
( 5 ) متن و مپ 2 : برادران .
( 6 ) مج : كردند .
( 7 ) مج : كرده .
( 8 ) مج : از خمول حضيض .
( 9 ) مج :
رسانيدند .
( 10 ) مج - كسانى كه .
( 11 ) مج + كه .
( 12 ) مج + از .
( 13 ) مج : درگذشتم .
( 14 ) متن : اين گفته قصيده آيات ، مپ 2 : و آن قصيده كه گفتهاى
( 15 ) اين اشعار از نسخهها قابل خواندن نبود از روى ديوان دعبل نقل شد با اين فرق كه در ديوان بيت سوم قبل از دوم است و بهجاى « بنت » كه در بيت دوم آمده « آل » ضبط است