زبان مىراند . بار ديگر امير المؤمنين او را بگرفت و در پيش خود « 1 » بر پاى كرد « 2 » . او را گفت : انعام من و پدر من در حق تو زيادت از آن است كه انكار توانى « 3 » كرد ، و يك كرت پس از آنكه مستوجب كشتن و مستحق سياست « 4 » شده بودى ترا به دست آوردم و رقم عفو بر جرايم تو كشيدم ، روا باشد كه خود « 5 » را فراموش كنى و زبان در عرض ما دراز كنى ؟ فضل گفت : تقرير غدر آنگاه واضح باشد كه امير المؤمنين را به كينه آرد و چون آن جرايم را پوشيده « 6 » باشد و قبايح آن را معلوم كرده چهگونه زبان به ذكر آن دراز شود « 7 » . اما « 8 » عرصهء عفو امير المؤمنين چنان واسع است كه از « 9 » آمرزش « 10 » جرايم من - تنگ نيايد « 11 » چنان كه شاعر گفته است : شعر
صفوح عن الاجرام حتّى كانّه * من العفو لم يعرف من الناس مجرما
و ليس يبالى ان يكون به الاذى * اذا ما الاذى لم يغش « 12 » بالكره مسلما « 13 »
[ دعبل خزاعى و هجوى كه براى مأمون ساخت ]
حكايت ( 5 ) به سمع مبارك مأمون رسانيدند كه دعبل خزاعى ترا هجو كرده است « 14 » گفت بگوييد تا چه گفت « 15 » . شعر :
انّى من القوم الذين « 16 » سيوفهم * قتلت « 17 » أخاك « 18 » و شرّفتك بمقعد « 19 »
هامش
( 1 ) مپ 2 - خود .
( 2 ) مپ 2 : بداشت + و .
( 3 ) متن : توان .
( 4 ) مپ 2 - و مستحق سياست .
( 5 ) مپ 2 : آن .
( 6 ) متن و مپ 2 :
جرايم آنرا . مج : جرايم اول . تصحيح متن قياسى است .
( 7 ) مج : زبان به بيان آن چگونه گردان شود .
( 8 ) مج + عرض .
( 9 ) متن - از .
( 10 ) مپ 2 : كه در گذاشتن .
( 11 ) متن و مپ 2 : نماند
( 12 ) نسخهها لم يعيش تصحيح متن قياسى است
( 13 ) نسخهء مج اين بيت را ندارد .
( 14 ) متن و مپ 2 - حكايت به سمع مبارك مأمون . . . . است
( 15 ) مج : و چنين گفته .
( 16 ) متن و مپ 2 : الذى .
( 17 ) متن و مپ 2 : فقلت .
( 18 ) مپ 2 - اخاك .
( 19 ) متن : مقعد .