مصعب بن الزبير آوردند « 1 » ، مصعب بفرمود تا ايشان را سياست كنند . يكى از ايشان گفت : يا امير المؤمنين من بنده را التماسى است و همان كه امير مىبايد كه آينه بردارد « 2 » و در طراوت « 3 » جمال و لطافت صورت خود بنگرد ، پس « 4 » يقين « 5 » بداند « 6 » كه اگر « 7 » مرا بىجرمى بكشد « 8 » هر آينه فرداى قيامت « 9 » در موقف « 10 » طلب قصاص و جزا بازايستم « 11 » و جزاى اين حكم بازطلبم « 12 » .
و دريغ باشد كه چنين جمالى زيبا را « 13 » بهجهت گدايى بىنوا در قيامت موقوف « 14 » كنند . مصعب را اين سخن به موقف افتاد « 15 » و فرمود كه از تو عفو كردم و « 16 » جنايت « 17 » تو درگذاشتم « 18 » . آن مرد گفت : يا امير چون تو « 19 » حيات « 20 » بخشيدى زندگانى « 21 » در محنت فقر و فاقه از مرگ بتر باشد .
مصعب بفرمود تا آنچه از وى ستده بودند بوى بازدادند و صدهزار درهم ديگر او را انعام فرمود بسبب پريشانى كه او را افتاده بود « 22 » . آن مرد گفت :
خداى را گواه كردم « 23 » كه ازين مال « 24 » يك نيمه مرقيس رقيّات « 25 » را بخشيدم
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : حكايت وقتى جماعتى از اصحاب مختار كه در پيش بودند .
( 2 ) مپ 2 : گفت مرا مىبايد كه امير اينه بردارد .
( 3 ) مپ 2 - طراوت ، مج : ظرافت .
( 4 ) مج + به .
( 5 ) مپ 2 : او .
( 6 ) مپ 2 و مج : داند .
( 7 ) متن - اگر .
( 8 ) مج : بىجرم مىكشد .
( 9 ) مج + من او را .
( 10 ) مپ 2 + حساب در ، مج + حساب به .
( 11 ) مج : بايستانم + و مجارى كريم .
( 12 ) مپ 2 : بطلبم ، مج : اين حكم از وى بطلبد .
( 13 ) مپ 2 - را .
( 14 ) متن :
موقف .
( 15 ) مج : به موقع آمد .
( 16 ) مج + از .
( 17 ) مپ 2 : خيانت .
( 18 ) مج : درگذشتم .
( 19 ) مپ 2 و مج - تو .
( 20 ) مج + نوم .
( 21 ) متن و مپ 2 : حيات .
( 22 ) مپ 2 - بسبب پريشانى كه او را افتاده بود .
( 23 ) مپ 2 : گرفتم
( 24 ) مپ 2 - مال .
( 25 ) نسخهها دومان ضبط كردهاند تصحيح قياسى است