عفو كردم و از مال خودت آزاد كردم . غلام گفت : مىفرمايد : و اللّه يحب المحسنين گفت : چهارصد « 1 » درمت بخشيدم تا بدان اسباب « 2 » معيشت خود مهيا كنى .
و آن كرم و عفو از خاندان نبوت بديع و غريب نيست ، و اللّه اعلم حيث يجعل رسالاته « 3 » .
[ مأمون عامل ولايت اهواز را عفو كرد كه گفته بود مبادا فرداى قيامت ترا همچون من در محاسبه كشند و عقوبت كنند ]
حكايت ( 3 ) آوردهاند كه امير المؤمنين مأمون « 4 » مر احمد عروة را از عمل ولايت اهواز معزول كرد و بفرمود تا او را پيش تخت خلافت « 5 » آوردند . و چون حاضر شد او را در پايگاه « 6 » بداشت . امير المؤمنين زبان به عتاب « 7 » او برگشاد و آنچه كرده بود از اجرام و تقصيرات برمىشمرد . احمد گفت :
يا امير المؤمنين ، فرداى قيامت همچنين امير المؤمنين را « 8 » در موقف محاسبه بخواهند داشت و اعمال و اجرام او برخواهند شمرد ، چه دوستر دارد « 9 » كه در حق او « 10 » چه فرمايد ؟ مأمون گفت : عفو . احمد گفت : پس در حق من همان فرماى . مأمون گفت : فرمودم . به سر عمل خود باز رو كه از تو عفو كردم .
و « 11 » صاحب فرمان بايد كه آن روز جزا فراموش نكند ، چون خايفان را در موقف عتاب پيش او بازدارند از ايستادن روزشمار بينديشد « 12 » تا به « 13 » خلعت عفو و حليت تقوى آراسته باشد .
[ عفو كردن مأمون فضل ربيع را ]
حكايت ( 4 ) در آن وقت كه مأمون مرفضل ربيع را بگرفت و بعد از آن كه قاصد جان او بود او را خلعت آزادى پوشانيد « 14 » به سمع او رسانيدند كه فضل ، امير المؤمنين را از پس بد مىگويد « 15 » و سخنان شنيع به هر موضع بر
هامش
( 1 ) مپ 2 : پانصد .
( 2 ) مپ 2 - اسباب .
( 3 ) مپ 2 - حيث يجعل رسالاته
( 4 ) مپ 2 - مأمون .
( 5 ) مپ 2 - خلافت .
( 6 ) مپ 2 : موضع عتاب
( 7 ) مپ 2 : به عبارت .
( 8 ) متن - را .
( 9 ) مپ 2 : دارى .
( 10 ) مپ 2 : تو .
( 11 ) متن و مج - و .
( 12 ) متن : جزا فراموش نكند .
( 13 ) متن - به
( 14 ) مپ 2 و مج + و .
( 15 ) مپ 2 :
عنت مىكند .