به سبب آن مدح كه امير المؤمنين را گفته است . شعر :
انّما مصعب شهاب من اللّه * تجلّت عن وجهه الظّلماء
ملكه ملك رحمة ليس فيه * جبروت يخثى و لا كبرياء
يتّقى اللّه فى الامور و قد * افلح من كان همّه الاتّقاء « 1 »
بيت
تويى شهاب « 2 » سپهر كرم كه چون رويت * كند تجلى ، ظلمت شود به نور بدل
قرين دولت و « 3 » ملك تو رحمتست و كرم * به عدل و بذل « 4 » و عطاى تو نيست هيچ خلل « 5 »
مدار كار تو در ملك هست بر « 6 » تقوى * فلاح يابد هر كو نهاد پاى گرد عمل « 7 »
چون مصعب اين فصل « 8 » اين بيت بشنيد آن را عظيم بپسنديد و آن مرد [ را ] از جمله نديمان خاص خود گردانيد و از معاريف « 9 » و مشاهير وقت گشت .
[ خصومت ميان مأمون و عمش ابراهيم مهدى ، شفاعت زوجه مأمون و دوباره گرفتار شدن ابراهيم و ذكر قصيدهء ابو سعيد عاص كه مايهء نجات او شد ]
حكايت ( 7 ) آوردهاند كه در آن وقت كه مأمون « 10 » به بغداد آمد عم او را ابراهيم مهدى از وى پنهان مىبود « 11 » و مدتها متوارى مىشد « 12 » تا بعد از مدتى « 13 » شبى بهدست عسس افتاد و او را بگرفتند و امير المؤمنين را اعلام دادند كه عم امير المؤمنين را آوردهاند « 14 » . بفرمود تا او را به وثاق احمد ابو خالد بردند
هامش
( 1 ) فقط در يك نسخه ابيات بالا بهصورت مغلوط ضبط بود و ناچار از تاريخ بغداد نقل شد
( 2 ) متن - شهاب .
( 3 ) مپ 2 - و .
( 4 ) مپ 2 - و بذل .
( 5 ) مج : بظلم و كبر درو نيست هيچگونه خلل .
( 6 ) متن و مپ 2 : بى .
( 7 ) مپ 2 : فلاح يابد هر كو نهد پاى بگرد عمل ، مج : فلاح يابد هر كه بزهد كرد عمل .
( 8 ) متن و مپ 2 : از فضل .
( 9 ) مپ 2 و مج : معارف .
( 10 ) متن و مپ 2 : امير المؤمنين .
( 11 ) مج : مختفى گشت .
( 12 ) مپ 2 - و مدتها متوارى مىشد .
( 13 ) مج + آوردهاند كه .
( 14 ) مپ 2 - كه عم امير المؤمنين را آوردهاند .