بيت
آنكه سيمت ببرد زر بخشش * و آنكه پايت بريد سر بخشش
و آنكه زهرت دهد به دو ده قند * و آنكه از تو برد به دو پيوند
تاشوى در كتاب وصل و فراق * دفترى از مكارم اخلاق « 1 »
و درين باب حكايت جماعتى كه به لباس عفو آراسته بودند ايراد خواهد افتاد .
[ هارون از عالمى پرسيد بدان را به چه دربند توان كرد ؟ گفت : به عفو ]
حكايت ( 1 ) امير المؤمنين هارون الرشيد مر استاد علما را پرسيد كه :
بدان را به چه دربند توان كرد ؟ گفت : به عفو ، زيرا كه به عفو محسنان به استظهار باشند و مجرمان به خلعت عفو اميدوار باشند . شعر
من كان يرجو هو من فوقه * فليعفونّ هو من دونه
[ امام حسن مجتبى عليه السلام غلام خطاكار خود را ببخشيد و آزاد كرد و چهارصد درم او را انعام فرمود ]
حكايت ( 2 ) آوردهاند كه جمعى از سادات بنى هاشم به مهمان « 2 » امير المؤمنين حسن صلى اللّه عليه « 3 » آمده بودند و از هرنوع مفاوضتى مىكردند . در اثناى آن مطبخى خوان « 4 » آورد و بنهاد و كاسه بر خوان مىنهاد « 5 » ، ناگاه كاسهاى از دست او خطا شد و بر سر امير المؤمنين ريخت چنان كه بشرهء مبارك « 6 » او را « 7 » از تبش آن « 8 » آزرده شد . غلام چون آن حالت بديد از غايت حيرت بيهوش گشت « 9 » . چون با خود آمد « 10 » گفت : يا امير المؤمنين « 11 » ؛ خداى عز و جل گفته است « 12 » : و الكاظمين الغيظ ، حسن گفت : كظمت غيظى ، خشم فرو خوردم ديگر گفت : مىفرمايد و العافين عن الناس گفت : از تو
هامش
( 1 ) مپ 2 : مكارم الاخلاق .
( 2 ) مپ 2 : به مهمانى .
( 3 ) مپ 2 - صلى اللّه عليه .
( 4 ) متن و مپ 2 : جان .
( 5 ) مپ 2 - و بنهاد و كاسه بر خوان مىنهاد .
( 6 ) مپ 2 - مبارك .
( 7 ) مپ 2 - را .
( 8 ) متن + را
( 9 ) مپ 2 : شد
( 10 ) متن - چون با خود آمد .
( 11 ) مپ 2 : اى خداوند .
( 12 ) مپ 2 :
مىفرمايد .