و خلق و حلم را « 1 » كمال جلال رفعت و درجت خود مىسازد و وفود محتاجان را در مسند دولت به حسن قيام و لطف كلام و مسابقت « 2 » سلام واجب مىبيند .
بيت
عادل نظام ملك كه چرخ از براى او * زر و گهر ز سينهء معدن برآورد
چون دوستش بسور « 3 » سرود و طرب نشست * بر عمر خويش دشمن شيون برآورد
چون خصم او بگريد گويى مگر فلك * از زعفران رويش روين « 4 » برآورد
بادا بكام خويش كه چشم خصيم را * گردون بجاى هر مژه سوزن برآورد
هامش
( 1 ) متن : تواضع را جمع مى و خلق و حلم و فروتنى را .
( 2 ) مپ 2 : متابعت
( 3 ) مپ 2 : بسوز .
( 4 ) مپ 2 : پروين