تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون شاهنشاهى ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
( 99 ) ص 72 ، س 11 - گوشه‌اى رو . . . : به ترتيب دفتر سوم / بيت 3856 و دفتر چهارم / بيت 1566 مثنوى مولانا است . ( 100 ) ص 73 ، س 2 - شهر و سپه را چو شوى . . . : اين بيت از مقالت دوّم مخزن الاسرار نظامى است ( ص 79 ) در عدل و نگه‌دارى انصاف . ( 101 ) ص 73 ، س 5 و 6 - هر مطلب و منصبى كه موقوف به كثرت تجارب است . . . : در قابوس‌نامه ( ص 230 ) مىخوانيم كه چون كسى را شغلى دهى ، نيك بنگر ، شغل به سزاوار مرد ده و بدان چه تو در باب چاكرى معنى باشى ، شغلى كه نه مستحقّ آن باشد ، وى را مفرماى . كسى كه فرّاشى را شايد ، شراب دارى مفرماى و آن‌كه خازنى را شايد حاجبى مده ، كه هر كارى به هركسى نتوان داد ، چنان‌كه گفته‌اند : « لكّل عمل رجال » . تا زبان طاعنان بر تو گشاده نشود و خلل اندر شغل تو پديدار نيابد .
و لكن ز يزدان همى خواه توفيق * كه با كاردانان دهى كار دارى
( 102 ) ص 73 ، س 10 - إذا وسّد الامر . . . : جامع الصّغير ، ج 1 ، ص 136 . ( 103 ) ص 73 ، س 13 - نوشيروان كه طنطنهء صيت عدل او . . . : بنابر نقل لغت‌نامه ( ذيل بنان ) ، بيت دوّم ( و على القاعده هر سه بيت ) از انورى مىباشد . امّا در ديوان‌هاى مصحّح استادان سعيد نفيسى و مدرس رضوى ديده نشد . ( 104 ) ص 74 ، س 7 و 8 - سلطان بايد . . . خود را بر نظر عوام النّاس بسيار عرض ننمايد : قس : و عزيز ديدار باش تا بر چشم رعيّت و لشكر خوار نگردى . ( قابوس‌نامه ، ص 228 ) ( 105 ) ص 74 ، س 20 - جهان از پى شادى و . . . : اين ابيات از شرف‌نامهء نظامى است ( ص 484 ) با عنوان « نشاط كردن اسكندر با كنيزك چينى » . ( 106 ) ص 75 ، س 3 - شاوروهنّ . . . : پيغامبر ، عليه الصّلواة و السّلام ، مىگويد : « با زنان در كارها تدبير كنيد ، امّا هرچه ايشان گويند « چنين بايد كرد » به خلاف آن كنيد تا صواب آيد . » و لفظ خبر اين است : « شاوروهنّ و خالفوهنّ » اگر ايشان تمام عقل بودندى ، پيغامبر ، عليه السّلام ، نفرمودى خلاف راى ايشان رفتن . ( سياست‌نامه ، ص 246 )
شاوروهنّ پس آن‌گه خالفوا * إنّ من لم تعصهنّ تألف
شاوروهنّ و خالفوهنّ . . . : در احياء العلوم ( ج 2 ، ص 29 ) مصدّر به لفظ « قيل » نقل شده و مشعر بدان است كه غزالى آن را حديث نمىداند و در شرح احياء العلوم موسوم به اتحاف السّادة المتّقين ( ج 5 ، ص 356 ) نسبت آن به پيغمبر ( ص ) انكار شده و مؤلّف اللّؤلؤ المرصوع در ذيل آن روايت مىگويد : قال السّيوطىّ باطل الاصل له لكن فى معناه حديث اطاعة النّساء ندامة و حديث هلكت الّرجال حين اطاعت النّساء . ( احاديث و قصص مثنوى ، صص 124 - 125 ) ، نيز ر . ك : تفسير حدائق الحقايق ، ص 439 .