فهرست امثال و حكم فارسى « 1 »
موضوع صفحه * آخر همه تمامها نقصان شناس 199
* آدمى از چهار چيز ناگزير بود : اول نانى ، دوم خلقانى ، سوم ويرانى ، چهارم جانانى 82
آدميان بيشتر بيك ديگر بدگمان باشند 46
آزاده را ميازار و چون آزردى بيوژن 199
آزموده را بنا آزموده مده 171
* آزموده را هر دم ميازماى 170
آسودن امروز رنج فردايين است و رنج امروزين آسايش فردايين 106
آفت از تنهايى خيزد 254
آموختن و شنيدن سخن ننگ مدار تا از ننگ رسته باشى 33
* آنچه زير آسمانه توان كرد زير آسمان نتوان كرد 69
آن را كه بگور بايد خفت به خانه نتواند خفتن 98
اثر غم و شادى پيش مردمان پيدا مكن 32
* از آسمان سخن آمد 45
از اژدرهاى هفت سر مترس و از مردم نمام بترس كه هر چه او بساعتى بشكافد بسالى نتوان دوخت 149
از چراغى فراوان چراغها بتوان افروختن 215
هامش
( 1 ) - در اين فهرست جملههاى مثل مانند نيز ذكر شده ، به غير از پندهاى انوشيروان ( باب هشتم ) كه خود فصلى جداگانه است . شرح موضوعاتى كه جلو آنها ستارهاى ( * ) قرار دارد در تعليقات آمده است . « ح » نشانهء حاشيه است .